زردم از آواره گى ِ ر یشه ها

بازپرم از غم اند یشه ها
تلخ تراز تیره گى ِ بیشه ها
دردم از این نیست که بى شاخه ام
زردم از آواره گى ِ ر یشه ها
زخم تبر بود و غروب درخت
کوه من وعاشقى تیشه ها
تیره منم ، آینه ات روشن است
سنگ منم در بغل شیشه ها
/ 0 نظر / 18 بازدید