قسم به عشق

قسم به عشق که دروازه‌ی سپیده‌دم است

قسم به دوست که با آفتاب‌ها به هم است

قسم به عشق که زیتونِ باغ‌های شمال

قسم به دوست که خرمایِ نخل‌های بم است

سپس قسم به جنون - این رهاییِ مطلق -

که در طریقتِ عشّاق، اوّلین قدم است

که زیستن تهی از عشق، برزخی‌ست عظیم

که زندگی‌ست به نام ارچه، بدتر از عدم است

مگر نه ماه شب ماست عشق و خود نه مگر

محاق ماه به خیل ستارگان ستم است؟

ببین که وقت جهان بینی است و جان بینی

کنون که آینه ی چشم دوست ، جام جم است

حسین منزوی

/ 0 نظر / 24 بازدید