سلام...!!

آآآ.....

شهر رمضان .. مزارع گندم... هوای گرم

 

مردان کار.....کار..... کارو کار... وتو چه میدانی مزرعه  چیست وقتی که خورشید

 

بالای سرت خیمه زده است و زبان به کامت چسبیده... ودانه های درشت عرق از

 

زیر کلاه حصیری تو و عرق چین پدر جاری شده است .... چه احساس مردانه ای

 

دارم و ازپدرم که صبور وساکت است و از پای مردی اش که وجودم را سرشار از

 

تواضع و فروتنی کرده است ، چه درسهای بزرگی آموختم بی آنکه کلامی از او

 

شنیده باشم... برای او نیمه شب و ظهر تابستان ندارد... مرد کارهای بزرگ است

 

و مرد روزهای سخت...

/ 0 نظر / 8 بازدید