سوگند می خورم به مرام پرندگان

 

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

باورکنید پاسخ آیینه سنگ نیست

 

سوگند می خورم به مرام پرندگان

در عرف ما ، سزای پریدن ، تفنگ نیست

 

با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما

وقتی بیا که حوصله ی غنچه تنگ تیست

 

در کارگاه رنگرزان دیار ما

رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

 

از بردگی مقام بلالی گرفته اند

در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

 

دارد بهار عمر می گذرد با شتاب عمر

فکری کنید... فرصت پلکی درنگ نیست

 

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را

فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

 

تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد

هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست!!

محمدسلمانی غزل زیر نیز..

 

/ 1 نظر / 18 بازدید
چت روم

سلام مطالبت جالب و خواندنيه خوشحال ميشم به من هم سر بزني چت رومي شلوغ و صميمي ;) www.hadci.com