دویدن ما...

آآآالف لام میم..

گاهی اینجا را فراموش میکنم

گاهی اینجا از یادم می رود

گاهی دلم برای اینجا تنگ میشود..

گاهی میگویم بچه بازی است

گاهی دلم برای بچه ها میسوزد..

گاهی هرچقدر می دویم نمی رسیم " کال " می مانیم..!

گاهی ندویده "رسیده"میشویم....

گاهی....گاهی....گاهی....

میشود پرده چشمم پر کاهی گاهی

دیده ام هر دوجهان را به نگاهی گاهی..

گاهی هرچه عینک میزنیم کورتر میشویم..

گاهی میخوابیم بیدارتر روشنتر وبیناتر میشویم..!؟

قصه آدمی چیست اصغر جان که هرچه می دود به جاده ها نمی رسد.!!

به اکبر گفتم گفت :

مشکل در جاده ها نیست در دویدن مااست..!؟

وقتی چشمانمان بسته است دویدن ما شبیه... گفتم نگو..همه میدانند..

/ 1 نظر / 9 بازدید
اصغر صادقیان سنو

قصه ادمی رو نه تو دانی و نه من