که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم

چنان ز پند شما ناصحان زمین گیرم

که گر دوباره نصیحت کنید، می میرم

 

مرا به خویشتن خویش وانهید که من

نه از قبیله ی زهدم ، نه اهل تزویرم

 

مرا به حال دگردیسی ام رها سازید

که در شگفت ترین لحظه های تغییرم

 

اسیر وسوسه ی سفره های تان نشوم

که از سلاله ی مردان چشم و دل سیرم

 

حریم خواب من آن سوی خواب های شماست

اگرچه مثل شما واژگونه تعبیرم

 

کمی دقیق تر از هر کسی مرور کنید

مرا که صاحب داوودی از مزامیرم

 

شما به سوی همان قله ها شتابانید

که من زفتح بلندای شان سرازیرم

 

مرا به پیروی از عاقلان چه می خوانید؟!

که من برای خودم مرشدم ، خودم پیرم!!

 

/ 0 نظر / 19 بازدید