هیجده بهار

.آآالف لام میم

...چه بهار حزن انگیزی

وقتی فکر میکنم..

هیجده بهار..!؟

فقط هیجده بهار..!؟؟

این زمین تاب تحمل تورا نداشت..!؟

و 5سال ظرفیت عدالت همسر تورا..!!؟؟

فقط نه سال مادر بودی این همه یاس و نسترن..

فقط نه سال مادر بودی و این همه شقایق و بابونه..

به به ....به به....دامان معطرتو هنوز که هنوز است سرشار گلهای معطر

یاس است..

به تو که فکر میکنم...دست و دلم به کاری نمی رود..بانوی مهربان این همه رود

بانوی مهربان این همه چشمه و ستاره و شبنم...

اکنون که با توام..مهربان منی..

اکنون که با منی.. برخی تو ام...

اکنون که با همیم..بغض تو میشوم...و های های..میگریم..ببین..

در این شب بارانی خورشید رخت گل کرد....

/ 0 نظر / 19 بازدید