روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/٦/۱۱

دوراهی زندگی

مردی در صحرا راه گم کرد.هنگامی که مرگ نزدیک شد،ناگهان یک کلبه ی متروکه را پیش رو دید.وی در سایه ی دیوار کلبه که نزدیک بود فرو بریزد،استراحت کرد و از آفتاب و گرمای سوزنده ی آن نجات یافت.به اطراف خود نگاه کرد وچاهی را دید.وی نزدیک چاه شد و سعی کرد با استفاده از تلمبه زنگ زده از چاه آب بکشد،اما مایوس شد؛چون آبی بیرون نیامد.مرد ناامید به زمین افتاد،ناگهان در کنار چاه یک بطری دید.گرد و خاک روی بطری را پاک کرد و متوجه شد که روی آن یادداشتی نوشته شده است:«دوستان عزیز،اگر می خواهید از تلمبه استفاده کنید،باید قبل از هرکاری آب بطری را داخل چاه بریزید.سپس ازچاه آب بکشید و آب بخوردید،بعدا دوباره بطری ر ا پر کنید.»
وی درب بطری را باز کرد،با انتخاب دشواری رو به رو بود:اگر آب داخل بطری را بخورد،زنده می ماند و اگر اب را به چاه بریزد،ممکن است آب بیشتری از چاه بکشد و یا ممکن است بر عکس،آبی به دست نیاورد.اگر چنین وضعی اتفاق می افتاد،پشیمانی سودی نداشت.
چه باید بکند؟مرد فکری کرد و تصمیم گرفت آب را داخل چاه بریزد.سپس بی درنگ تلمبه را به کار انداخت،ولی آبی بالا نیامد.وی ناامید نشد و کماکان تلاش می کرد.در این موقع چاه به صدا در آمد و سپس آب جاری شد.مرد بی درنگ آب را خورد و دوباره بطری را پر کرد.وی به یادداشت روی بطری یک جمله اضافه کرد:«باور کنید آب چا ه جاری خواهد شد.»
آری،در زندگی همیشه با انتخاب های سختی رو به رو می شویم.ممکن است هنگام اجرای یک طرح جدید درنگ کنیم،اما اگر از ریسک آن هراس نداشته باشیم و شجاعت نشان دهیم،حتی می توانیم کارهای دشواررا انجام دهیم و سرانجام پاداش خوبی بگیریم. 
 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ