روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/٦/۱٠

یافته های کلیدی و راهکارهای توسعه کارآفرینی روستایی

توسعه کارآفرینی روستایی


یافته های کلیدی و راهکارهای توسعه کارآفرینی روستایی

ازبررسی و تحلیل مجموعه مطالعات نظری و اکتشافی(مورد کاوی ها)انجام شده،می توان به یافته های کلیدی و درس های اساسی ذیل اشاره کرد:

  1. بدون وجودیک استراتژی کلان توسعه و توسعه اقتصادی مشخص،نمی توان توفیق فراوانی در امر توسعه روستایی و توسعه کارآفرینی در روستاها بدست آورد.قطعا باید تمرکز زدایی یکی از مهمترین و اساسی ترین سیاست های کلان توسعه کشور باشد.
  2. استراتژی توسعه اقتصادی کشور باید بخوبی جایگاه روستاها و رویکرد توسعه روستایی مطلوب را مشخص ساخته و برای آن ارزش و اهمیت کافی قایل شود.مثلا نمی توان با انتخاب یک استراتژی صنعتی شدن همچون کشور ما که اخیرا توسط وزارت صنایع و معادن معرفی شده است)به توسعه روستایی (و توسعه کشاورزی)دست یافت.
  3. توسعه روستایی معادل توسعه کشاورزی نیست.توسعه کشاورزی باید به عنوان زیرمجموعه توسعه روستایی تلقی شود.بعلاوه کشور نباید صرفا بر توسعه کشاورزی متمرکز گردد،چون توسعه کشاورزی الزاما به توسعه روستایی منتهی نمی گردد.
  4. بهترین استراتژی توسعه روستایی،ترکیبی از رویکرد ساختارهای سلسله مراتبی سکونت گاه ها،توسعه روستایی یکپارچه و توسعه پایدار است.لازم به ذکر است توسعه پایدار ما را مجاز به بهره برداری بیشینه از زمین و منابع طبیعی نمی داند.جالب است که بدانیم بسیاری از کشورهای پیشرفته(همچون آلمان)به کنترل و محدود سازی کشاورزی و استفاده از جنگل ها و مراتع خود پرداخته اند تا محیط زیست شان سالم باقی بماند.
  5. توسعه روستایی صرفا از طریق توسعه زیرساخت های عمرانی و ارایه خدمات اجتماعی رخ نمی دهد.بلکه نیازمند اشتغالزایی درآمدزا برای روستاییان و تسریع توسعه فرهنگی آنان(در مقابل جذابیت های فرهنگی-اجتماعی شهرها)است.
  6. سروساماندهی به ساختار سلسله مراتبی سکونت گاه های کشور بسیارضروری است.باید روستاهای مرکزی تر(بزرگ تر و دارای امکانات بیشتر)روستاهای کوچک تر و پراکنده اطراف خود را پوشش داده و این روستاها از طریق شهرک ها یا شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ (ودر نهایت کلان شهرها)ارتباط یابند.به هرحال ممکن است در این فرایند لازم باشد تا بسیاری از مناطق دور افتاده تر یا  غیر قابل دسترس(که طبق روند موجود نیز در حال تخلیه و نابودی هستند) نیز از گردونه خارج شده و ساکنان آن ها به دیگر روستاها یا مناطق جدید کوچ داده شوند.
  7. باید با ارایه خدمات اجتماعی و اقتصادی مناسب در نقاط واسطی همچون روستاهای مرکزی و شهرک ها و شهرهای کوچک،از مهاجرت مستقیم روستاییان به شهرهای بزرگ جلوگیری نمود.بعلاوه چنین نقاط میانجی باعث خواهدشد که بسیاری از روستاییان علاوه بر حفظ کارخود در روستا از زندگی شهری نیز برخوردارشده و بعضا دارای کس و کار جدیدی در آن نقطه واسط(در کنار شغل روستایی خود)نیز شوند که این خود زمینه افزایش درامد و رفاه آنان را فراهم می سازد.
  8. اساسا نبایستی صرفا توسعه روستایی و توسعه کارآفرینی روستایی را در بافت خود روستا تصور نمود.بلکه باید بدان به صورت ملی نگریست.به همین جهت از مهمترین راهکارهای توسعه کارآفرینی و اشتغالزایی در مناطق روستایی می توان به ایجاد شهرک های کسب و کاری اشاره کرد.این شهرک ها با ایجاد فضای مناسب برای رشد کسب و کارها و کارآفرینی همچون انکوباتوری باعث رشد شرکت ها و بنگاه های روستایی می گردند.
  9. در اکثر کشورهای جهان،نسبت جمعیت روستایی به جمعیت کل کشور در حال کاهش است بطوریکه در اغلب کشورهای پیشرفته این مقادیر زیر 10%می باشد.جدای از مسایل مربوط به روند رشد طبیعی شهرنشینی در تمامی جهان،علت اصلی این کاهش محدود بودن ظرفیت تولید مناطق روستایی (به خصوص در حوزه های مربوط به کشاورزی)است.باصنعتی شدن و علمی شدن کشاورزی در کشورها،بهره وری منابع تولید روستایی نیز افزایش یافته و بالتبع (در درازمدت)نیازمند نیروی انسانی کمتری است.این روند خود به خود باعث افزایش بیکاری و کاهش درآمد روستاییان دارای زمین و امکانات کمتر می شود.به همین جهت یکی از استراتژی های اصلی اشتغالزایی در مناطق روستایی،حرکت به سمت صنایع و کسب و کارهای غیر کشاورزی است.اینگونه کسب و کارها در چند حوزه اساسی قرار می گیرند:صنایع تبدیلی،صنایع فرهنگی،خدمات،امور دولتی و دیگر کسب و کارها.
  10. صنایع تبدیلی از جمله مهمترین زمینه های مربوط به توسعه کشاورزی ،توسعه روستایی و توسعه اشتغالزایی در روستاها است.وظیفه اصلی این صنایع،فرآوری محصولات کشاورزی ودامی روستا و تبدیل آنها به کالاهایی نهایی تر و با ارزش تر است.این امور اکثر در صنایع و کارخانه های شهری انجام می شود.انجام این امور در روستاها یا نواحی اطراف روستاها باعث خلقارزش افزوده بیشتر در این مناطق و تحریک تولید می شود.بعلاوه کیفیت و دوام محصولات نیز افزایش یافته و قدمی رو به جلو در راستای تحکیم امنیت غذایی کشور برداشته می شود.توسعه این گونه صنایع که به دانش و فناوری فوق العاده ای نیازمند نیستند،امری امکان پذیر برای نواحی روستایی محسوب می شود.بسیاری از روستاییان نیز که در شهرها نیزدر همین نوع صنایع و کسب و کارها به کار مشغول می شوند،کمتر به مهاجرت متمایل خواهد گشت.اینگونه صنایع،امکان صادرات مستقیم محصولات و کالاها به دیگر کشورها را فراهم آورده و باعث افزایش رونق مناطق روستایی خواهد شد.
  11. صنایع فرهنگی از جمله صنایع ریشه دار در مناطق روستاییی محسوب می شوند و به جرات می توان گفت زادگاه این صنایع محسوب می شوند.اگر چه صنایع فرهنگی گستره وسیعی را در بر می گیرند،اما مناطق روستایی بیشتر بر صنایع دستی متمرکز می باشند.از آنجاییکه روستاییان وقت آزاد به نسبه زیادی(به خصوص به صورت فصلی)در اختیار دارند،اکثرا بر زمینه ای ازاینگونه صنایع وارد می شوند.اینگونه مصنوعات یا مورد استفاده شخصی و خانوادگی قرار می گیرند یا اینکه به عنوان کمک خرج(در کنا درآمداصلی از کشاورزی،مورد استفاده قرار می گیرند.مواد اولیه مورد نیاز صنایع دستی،به وفور در مناطق روستایی موجود می باشد،بعلاوه اینکه نیازمند دانش فوق العاده یا فناوری سطح بالایی نیز نمی باشند.شایان ذکر است این صنایع،زمینه اشتغال مناسبی نیز برای زنان(به عنوان قشر عظیمی از جمعیت روستایی)محسوب می شود:از یک طرف آنان را از فضای خانه دور نکرده و از طرف دیگر با شرایط جسمانی و روحی آنان سازگاری بیشتری دارد.
  12. صنعت گردشگری(توریسم)نیز از دیگر صنایع فرهنگی محسوب می شود که زمینه رشد فوق العاده ای در مناطق روستایی دارد.طبیعت زیبای مناطق روستایی همراه با جاذبه های سنتی روستانشینان،زمینه مورد علاقه گردشگران داخلی و خارجی محسوب می شود.توسعه این صنعت که با هزینه قابل توجه ای همراه نیست،در حاشیه خود باعث توسعه کسب و کارهای فراوانی خواهد شد.

13. خدمات زمینه فوق العاده اشتغالزایی است که حوزه در حال رشدی در اکثر کشورهای جهان محسوب می شود بطوریکه بسیاری از اندیشمندان،اقتصاد نوین را اقتصاد خدماتی می نامند.خدمات زمینه بسیار مستعدی برای اشتغالزایی است چون در یک اقتصاد رو به رشد و پویا،نمی توان هیچ گونه محدودیتی برای توسعه خدمات در نظر گرفت.بعلاوه خدمات زمینه مناسبی برای خلاقیت و نوآوری افراد محسوب می شود.بخش عمده ای ازکارآفرینی ها در حوزه خدمات اتفاق می افتد.خدمات اجتماعی،خدمات بهداشتی،خدمات فنی،خدمات آموزشی،تجارت،خدمات اقتصادی و مالی و خدمات ارتباطی از جمله مهمترین زمینه های قابل توسعه و اشتغالزا در مناطق روستایی هستند.قطعا مشارک دولت در این زمینه می تواند تسهیل کننده و تسریع کننده فرایند توسعه خدمات درروستاها باشد.

  1. دولت می تواند با برنامه ریزی،طراحی و اجرای طرح های مختلف برای ارایه خدمات دولتی در مناطق روستایی،زمینه اشتغالزایی و کارآفرینی فوق العاده ای را در روستاها ایجاد نماید.طیف این امور نیز بسیار گسترده است:از امور اداری،اقتصادی،انتظامی،بیمه و تامین اجتماعی گرفته تا مراقبت از محیط زیست،حفظ و توسعه مراتع و جنگل ها(و حتی پاسداری از مرزها و منافع عمومی و ملی).استخدام نیروهای کاری در این زمینه ها باید به صورت محلی انجام پذیرد و تا حد ممکن به بخش خصوصی واگذار گردد.این امر از طرف دیگر باعث کاهش حرکت و مهاجرت روستاییان به شهرها برای دریافت اینگونه خدمات خواهد شد.تحقق دولت الکترونیکی در روستاها،چشم اندازی مطلوب برای آینده است که اکثر کشورها در حال حرکت به سمت آن می باشند.
  2. «رویکرد خوشه ای» به توسعه،نگرش به نسبه جدیدی است که سیاست گذاران و برنامه ریزان توسعه در کشورهای مختلف بکار می گیرند.نگاه کل نگرانه و منسجم به مسایل و کل فضای مربوط به یک مقوله،مدیران را در اجرای برنامه های توسعه با موفقیت بیشتری همراه می سازد.توسعه روستاها بر مبنای توسعه خوشه های صنعتی،خوشه های فناوری و خوشه های دانشی روستایی،راهکار مناسبی برای توسعه روستاها و توسعه کسب و کارهای روستایی است.از آنجاییکه توجه به این رویکرد حائز اهمیت فوق العاده ای است آن را در بخش بعدی و قبل از تشریح مدل توسعه اشتغالزایی و کارآفرینی روستایی به گونه ای مفصل تر بیان می داریم.
  3. اکثر کشورهای جهان (بالاخص کشورهای پیشرفته)در حال حرکت به سمت ایجاد جامعه دانش بنیان،جامعه یادگیرنده و جامعه اطلاعاتی هستند.جامعه دانش بنیان و جامعه یادگیرنده و جامعه اطلاعاتی هستند.جامعه دانش بنیان و جامعه یادگیرنده دو روی یک سکه هستند که از مسیر تشکیل و تکامل یک جامعه اطلاعاتی می گذرند.اقتصادهای دانشی و اطلاعاتی دارای الزامات و ساختاری هستند که اگر از آن ها غفلت شود اقشار روستایی از جمله آسیب پذیرترین گروه در آن خواهند بود.بدین جهت،اکثر کشورها برنامه هایی برای تقویت زیرساخت های اطلاعاتی جوامع روستایی خود(و ارتقای سواد اطلاعاتی آنان)و مدیریت اثربخش دانش در این مناطق(در تعامل با مناطق شهری)دارند.
  4. توسعه فناوری های مناسب و اشاعه آن ها در مناطق روستایی نقش بسزایی در توسعه کسب و کارها دارد.توسعه فناوری های زیستی (بیوتکنولوژی)و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی باعث افزایش توانمندی های نوآوران و کارآفرینان روستایی و شهری(برای فعالیت در روستاها)خواهدشد.اشاعه این فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی در مناطق روستایی علاوه براینکه باعث تسهیل و بهبودامکانات و شرایط روستاییان می شود،فرصت های کاری خوبی را نیز در اختیار قشر به نسبه تحصیل کرده روستا می گذارد.
  5. ادغام فناوری های سنتی موجود در مناطق روستایی کشوربا فناوری های نوین و پیشرفته راهکار مناسبی برای پیشرفت و روزآمدشدن محصولات و کالاهای ساخت روستا است.بسیاری از محصولات سنتی را می توان با ابزارها و تجهیزات نوین تولیدنمود یا آنان را با فناوری های جدیدآغشته نمود.این امر باعث بقای صنایع سنتی فعلی و بعضا توسعه بازار(روبه اضمحلال)آنان خواهدشد.
  6. توسعه فن آوری امید رویکردمناسبی برای ارتقای کیفیت و زندگی روستاییان است.این مفهوم که اولین بار توسط راشمی مایر(اندیشمندوآینده پژوه هندی)مطرح گردید،تصریح می داردکه الزاما توسعه کشورهای در حال توسعه (و ورود به عصر فراصنعتی)از مسیر صنعتی شدن و الگوهای توسعه کلاسیک تجویزی غربی نمی گذرد.بسیاری از کشورهای توسعه نیافته(بالاخص در مناطق روستایی)می توانند با بکارگیری مجموعه ای از فناوری های نرم و اثربخش که هزینه سرانه اندکی دارند،در دسترس می باشند و باعث آلودگی محیط زیست نمی شوند،یک مسیر«توسعه اقتصادی نرم»را بپیمایند و جوامع خود را از فقر و فلاکت برهانند.از جمله این فناوری ها می توان منابع انرژی تجدیدپذیر(همچون سلول های خورشیدی و بیوگازها)،فناوری های ارتباطی ارزان قیمت (تلفن های رادیویی)و فن آوری های مالی و اقتصادی اشاره کرد.استفاده از این فناوری ها ارزان و نیازمند دانش تخصصی سطح بالایی نیست.
  7. فرهنگ سازی از مهمترین و زیربنایی ترین اموری است که بایدبرای توسعه روستاها و توسعه کارآفرینی در آن ها صورت گیرد.کارآفرینی نیازمند فرهنگ خاصی است که پرورش آن بسیارسخت و نیازمند تلاشی طولانی مدت است.توانایی درک تغییرات و کشف فرصت ها،مشارکت و کارگروهی،خلاقیت ونوآوری،روحیه استقلال طلبی و مسئولیت پذیری،مخاطره پذیری ومخاطره جویی،همگی از عناصر اساسی سازنده این فرهنگ هستند که نمی توان صرفا با انجام برنامه های کوتاه مدت و ضربتی به آنها دست یافت.بهترین راهکارهای توسعه فرهنگ کارآفرینی در روستاها،ارتقای«سواد کارآفرینی»روستانشینان از طریق برنامه های آموزشی و ترویجی مختلف است.بعلاوه تدوین ساختار و معماری مشاغل روستایی و آموزش ماژولارعناصر سازنده آن ها یکی از رویکردهای آموزشی نوین و اثربخش می باشد.صرفا توسعه سواد خواندن و نوشتن(سوادعمومی و پایه)راهگشای مسایل روستایی نخواهدبود،بلکه توسعه مجموعه ای ازسوادهای فرهنگی،فناوری و اطلاعاتی باعث توانمندشدن روستاییان شده و آنان را در ایجاد،توسعه و بهره برداری از کسب و کارها و منابع خود یاری می رساند.
  8. سه استراتژی اساسی برای توسعه کارآفرینی روستایی وجود دارد:یکی جذب کسب و کارها از دیگر مناطق(به خصوص مناطق شهری)به روستاها،که در مجموع و از نگاه ملی چندان مفید نیست.دوم حفظ و توسعه کسب و کارهای موجود از طریق سیاست ها حمایتی،که عموما سیاست گذاران و مدیران کشور به آن توجهی نمی کنند.سوم حمایت از ایجاد وتولدکسب و کارهای جدید از دل خود مناطق روستایی،که معمولا مدنطر می باشد اما نیازمند برنامه ریزی منسجم و بلندمدت می باشد.
  9. به نظر نمی رسد هیچ گروهی مستعدتر از فارغ التحصیلان روستازاده برای امرکارآفرینی روستایی باشند.ایجادشرایطی مناسب برای فعالیت و جذب این افراد به فضاهای روستایی از مهمترین مسایل پیش روی مدیران توسعه روستایی است:ایجاد شهرک های کسب و کاری،ایجاد مراکز رشد(انکوباتور)روستایی و پارک های کارآفرینی،اعطای تسهیلات و امکانات به آن ها،ارایه آموزش های کارآفرینی نیز بپردازند)در مناطق روستایی و نقاط واسط،ایجاد مراکز آموزشی،تحقیقاتی و علمی در مناطق روستایی مستعد و تقویت ارتباطات این گونه مراکز باروستاها،تحریک و انگیزش آنان به توسعه و آبادانی زادگاه های خود از طریق مدیران و رهبران کشور.
  10. ایجاد فضای مدیریت مشارکتی در روستاها و همراه نمودن آنان در تصمیم گیری های انجام شونده در مورد خود آنان از جمله مهمترین ساز و کارهای توسعه روستایی و بسط کارآفرینی است.روحیه مشارکت جویی در توسعه منطقه خود،از مهمترین الزامات و پیشران های کارآفرینی روستایی محسوب می شود که از طریق بسط مردم سالاری در سطح روستاها ناشی می شود.شوراها از مهمترین ساز و کارهای این امر هستند.کمک به ایجاد تعاونی ها و مشارکت در فرایند تکامل و موفقیت آنان از مهمترین اقدامات دولت ها محسوب می شود.

 

 

 

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ