روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/٢/٩
 
... جای شرکتهای دانش بنیان روستایی کاملا خالی است.. جوانان نخبه ی روستایی
میتوانند این سد رابشکنند وبا نوآوری نشان دهند که در روستاهای مستعد میتوان
از این سازه های علمی و پژوهشی وقطعا بسیار اجتماعی /اقتصادی بهره مند شد..

شرکت های دانش بنیان

  به منظور استفاده هرچه بیشتر از ظرفیت­ها و توانایی­های موجود در دانشگاه­ها و موسسات پژوهشی مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری و اعضای هیات علمی آنها و تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور (بند الف ماده 48 و ماده 51 قانون برنامه چهارم) شرکت­های دانش ­بنیان با شرایط زیر ایجاد می­شوند:

 شرکت دانش­ بنیان به شرکتی گفته می­شود که از %1 تا %100 سهام آن متعلق به یک دانشگاه یا واحد پژوهشی و یا از 51 تا 100 درصد آن متعلق به اعضای هیات علمی دانشگاه­ها یا واحدهای پژوهشی  باشد. در صورتی که سهام دانشگاه کمتر از %50 باشد شرکت دانش­ بنیان خصوصی است و در غیر اینصورت شرکت دانش بنیان دولتی است.

 

اهداف

1- ایجاد زمینه به کارگیری هرچه بیشتر توانایی­های دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی و اعضای هیات علمی در جامعه

2- تجاری سازی یافته­ های پژوهشی

3- ترغیب هیئت علمی دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی برای فعالیت­های بیشتر در رفع نیاز جامعه و امکان افزایش درآمد اعضاء هیئت علمی

4- افزایش درآمدهای اختصاصی دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی

 

زمینه­ های فعالیت

1- انجام پژوهش­های کاربردی و توسعه­ای

2- ارائه خدمات تخصصی و مشاوره­ای (خدمات علمی،‌ تحقیقاتی و فنی)

3- تولید محصولات با فنّاوری نوین(توسعه فنّاوری)

4- انجام خدمات نظارتی بر پروژه­های پژوهشی، ‌اجرائی و مشاوره­ای

5- ارایه خدمات توسعه کارآفرینی

6- ایجاد مراکز رشد و خدمات ایجاد و توسعه کسب و کار

7- ارایه خدمات توسعه محصول جدید 

8- ارایه خدمات ایجاد و توسعه خوشه های کسب و کار

9- تشخیص فرصت های کارآفرینی

10- انجام خدمات توسعه فنّاوری

11- انجام خدمات ورود کسب و کارها به بازار بین الملل و جهانی کردن آنها

12- برنامه ریزی و اجرای طرحهای توسعه کارآفرینی در سطوح ملی، منطقه ای و محلی  

 

انواع شرکت­های دانش ­بنیان

شرکت­های دانش­ بنیان به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

1-       شرکت هایی که فقط اعضای هیات علمی مالک آن هستند و 2- شرکت هایی که دانشگاه ها نیز مالکیت دارند.

الف- در صورتی که سهام دانشگاه کمتر از %50 باشد،‌ شرکت دانش­ بنیان، شرکتی خصوصی است که باید تابع قانون تجارت باشد و در اداره ثبت شرکت­ها ثبت شود. دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی می­توانند بر طبق قانون هیئت امناءها پس از تصویب هیئت امناء در شرکت­های خصوصی سهامدار باشند و در بند الف ماده 48 قانون برنامه چهارم نیز به دولت اجازه داده شده است که زمینه ساز و حامی تشکیل شرکت­های غیردولتی توسعه فنّاوری و شرکت­های خدمات مهندسی باشد.

ب- درصورتیکه سهام دانشگاه %50 یا بیشتر باشد، شرکت دانش­بنیان، شرکتی دولتی است. در بند الف ماده 154 قانون برنامه سوم توسعه که در ماده 51 قانون برنامه چهارم نیز تنفیذ شده است، دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی دولتی مصوب می­توانند پس از تصویب هیئت امنا شرکت دولتی تاسیس کنند مشروط به اینکه:

  • ·      اساسنامه نمونه و یا خاص هریک از شرکت­های دانش­بنیان ­دولتی و در هریک از دانشگاه­ها یا مراکز تحقیقاتی به پیشنهاد معاونت برنامه­ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری به تصویب هیئت وزیران می­رسد.

www.irandoc.ac.ir

 

چگونگی ایجاد شرکت­های دانش­بنیان

دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی پس از تصویب امکان تاسیس شرکت­های دانش­بنیان در آیین­نامه مالی و معاملاتی خود در هیئت امناء می­توانند شروع به تشکیل شرکت­های دانش­بنیان کنند. هر شرکت دانش­بنیان به پیشنهاد تعدادی از اعضاء هیئت علمی و تصویب دانشگاه یا واحد پژوهشی تاسیس خواهد شد و یا توسط دانشگاه و واحد پژوهشی به اعضاء هیئت علمی پیشنهاد می­شود. دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی به صورتهای زیر می­توانند در شرکت­های دانش­بنیان سهامدار باشند:

1- به جهت اعتبار دانشگاه یا واحد پژوهشی بخشی از سهام شرکت­ دانش­بنیان به نام دانشگاه یا واحد پژوهشی می­شود. (حداقل %5)

2- به دلیل استفاده از مورد یا موارد مشخصی از یافته­های پژوهشی دانشگاه با واحد پژوهشی در شرکت،‌ بخشی از سهام شرکت با توافق سهامداران (دانشگاه یا واحد پژوهشی و دیگر سهامداران حقیقی یا حقوقی) به نام دانشگاه یا واحد پژوهشی می­شود (در هر مورد استفاده بنا بر ارزش موضوع استفاده شده، سهام مربوطه می­تواند از %1 تا %100 باشد.)

3- به علت سرمایه­گذاری مستقیم دانشگاه بخشی از سهام شرکت دانش­بنیان به نام دانشگاه است. (درصد متناسب با میزان سرمایه­گذاری است.)

4- به جهت خدمات دیگری که دانشگاه به شرکت دانش­بنیان ارائه می­دهد بخشی از سهام به نام دانشگاه می­شود (متناسب با میزان خدمات)

5- اگر شرکت دانش­بنیان دولتی باشد بدون نیاز به ارائه هیچ خدماتی حداقل %50 سهام به نام دانشگاه یا واحد پژوهشی است.

6- هر دانشگاه در سال نخست می­تواند یک شرکت مادر تخصصی راه­اندازی کند.

7- ایجاد این شرکت­ها با همکاری شهرداری­ها یا مشارکت دانشگاه­های منطقه در اولویت می­باشد.

 

تبصره1: شرکت دانش­بنیان بصورت شرکتی و مستقل از تشکیلات دانشگاه اداره می­شود و دانشگاه به میزان سهامی که در شرکت دانش­بنیان دارد در مدیریت آن تاثیر گذار است و در سود و ضرر آن شریک است.

تبصره 2: سازمان­های حقوقی (خصوصی یا دولتی) خارج از دانشگاه متناسب با میزان سرمایه­گذاری خود می­توانند سهامدار شرکت دانش­بنیان باشند. (شکل­گیری شرکت­های دانش­بنیان با مشارکت صنایع دولتی یا خصوصی و دستگاه­ها و سازمان­های اجرائی در موفقیت آنها تاثیر دارد.) در صورتی که بیش از %50 سهام اینگونه شرکت­ها دولتی باشد باید به تصویب هیات وزیران برسد.

تبصره 3: رییس و معاونین دانشگاه و واحد پژوهشی در زمان تصدی مسئولیت می­توانند سهامدار شرکت­های دانش­بنیان بشوند، و لیکن هیات مدیره و مدیر عاملی اینگونه شرکت­ها را تا زمان تصدی مسئولیت نمی­توانند داشته باشند.

تبصره 4: در شرکت­های دانش­بنیان خصوصی اعضاء هیئت علمی دانشگاه­ها و واحدهای پژوهشی متناسب با میزان وقت­گذاری و نوع فعالیت در شرکت (علاوه بر انجام وظایف دانش بنیان) یا متناسب با میزان مشارکت در مالکیت فکری موضوعی که در شرکت استفاده می­شود و یا متناسب با میزان سرمایه­گذاری واقعی(نه اسمی) که در شرکت دارند، سهامدار می­شوند.

تبصره 5: در شرکت­های دانش­بنیان خصوصی، افراد حقیقی داخل یا خارج از دانشگاه یا واحد پژوهشی (غیر از اعضاء هیئت علمی) می­توانند به دلایل خاص و یا شرایطی که دانشگاه یا واحد پژوهشی تعیین می­کند، صاحب بخشی از سهام بشوند.  

تبصره 6: برای ایجاد شرکت­های دانش بنیان که اعضای هیات علمی صد در صد مالکیت را دارند، نیازی به تصویب دانشگاه نیست و احراز عضویت علمی  متقاضیان تاسیس شرکت کافی است.

 

 

     درست نگاه کن... همه بچه های روستا هستند... حالا نیز همین وحتی سخت تر از آن، با این تفاوت

 

که تلفات آن را اینگونه سرخ رو و شکفته نمی بینیم....

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ