روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩۳/٤/٢٥

سلام  دوستی دارم به نام آقا جواد.....

سالهایی را با او زندگی کردم و چگونه میتواند انسان با کسی فقط 2روز نشست و برخواست کند و سپس اورا فراموش کند..!

این امکان ندارد مگر کسانی که در زندگی به دنبال معنایی نبوده و نیستند و فرق بین بز و آهورا ندانند..جواد ازآن آدمهایی بود

که با اعتقادات و باورهایش بازی نمی کرد و به نعمت هایی که تقدیر و مشیت  و زندگی  دراختیار او قرار داده بود پشت نکرده

و رها نمی ساخت..

پدرش مرد فاضل و بزرگواری بود ..حضرت آیت الله خوش بیان..خدا رحمتش کند در چنین ایامی فوت کرد..درست شب 19ماه

مبارک رمضان بود که حقیر در مجلس ترحیم ایشان شرکت کردم ..شب فرخنده و ارزشمندی برایم رقم خورد..نه آنکه نان و آب و مسکن و مسائلی از این دست که هر جک و جانوری بدست می آورد بلکه در مراحل وجودی انسان خود آگاه که باید "بودن"

و چگونه بودن و " برای چه بودنش" را جایی حل کند و ازخیرگی ماندن در مرداب خسارت دست بشوید و گام درمسیر معنادار

زندگی نهد تا قبل از لحد جایگاه خویش را ارتقاء بخشد.

.آن شب شب عزیزی برای شد ..این عادت را معمولا دارم که درمجالس ترحیم قرآن را بادقت بیشتری بخوانم و حتی اینکه

چه سوره ای به من میرسد برایم مهم است ..گاه شده که در مجلس ترحیم فردی سوره ای را خواندم و آمدم در خانه پیگیر برخی

آیاتش شدم..

چقدر تابخشودنی است بازی باکتابی که برای رها ساختن انسانها از بازی ها نازل شده است..مگر چنین نیست..!؟ مگر ما با

نوری که به خاطر روشن کردن قدر ما وراه دراز ما آمده است گاه بیهوده سرگرم نشدیم . ما به جای این که با آن نور نگاه کنیم

به آن نور نگاه کرده ایم و بجای رفتن با آن در خود آن مانده ایم و اینگونه است که کورشده ایم...

آنها که به تحجر رسیده اند با نام قرآ ن و اسلام انسانهای بیدفاع را سلاخی میکنند اینها غیر از سران وابسته و خائن خویش که

ابزار قدرتها هستند آدمهای جاهل و ساده دل و احمقی هستند که بجای استفاده ازنور قرآن در مسیر زندگی و پیدا کرده راهها

و صراط درخود نور نگاه کرده و میکنند که اینگونه کور و خشن و درنده شدند..آدمی وقتی به خورشید زل بزند کور میشود

خورشید طلوع میکند که تو برخیزی راه را از بیراه نشخیص دهی و در مسیر درست گام نهی ..تو بانور خورشید و با نور قرآن

به دنبال گشایش و رشد و رهایی و ساختن و نجات و فلاح و رستگاری انسانها برمیخیزی ..گرم شدن و نشستن کنار دیوارروستا را همچون پیرمردان از نفس افتاده برای دوران زمستا نی ات میگذازی نه بهار و تابستان و حتی پاییز عمرت که باید تا آنجا که این نور می تابد و تو میبینی بدوی و راه بروی و از فرصنها استفاده کنی..

آن شب عزیر..در آن مجلس قرآنی که به من رسید سوره حج بود و ابندای سوره...برایم ارزشمند افتاد و مهم..خواندم خودم را

به خانه رساندم و عازم هیات شدم که اولین شب قدرمان را با بچه ها باشیم. دو باره انتهای شب و شروع مراسم قرآن روی  سرگداشتن

قرآنها توزیع شد.. از بچه ها خواستم برایشان مهم باشد چه سوره ای دستشان آمده..نگاه کنند..بخوانند...اما آنچه دوباره نصییب

من شده بود همان سوره حج بود..!!؟ و این اتفاق مرا داغ کرد که آیا این اتفاقی است که در مجلس ترحیم کسی همان جزء از قرآن

تصادفی به تو برسد و چهارساعت بعد در آنسوی شهر باز همان جزء را به تو بدهند درجلدی دیگر قالبی دیگر فضایی و حالتی

دیگر..شاید اتفاقی باشد اما این اتفاق برایم یک روشنگری به دنبال داشت...

...سربسته و کوتاه بگویم.....تنها تولد کافی نیست..!!؟

و من از آن سال هرشب 19ماه مبارک رمضان از آیت الله خوش بیان و لطفی که در حقم کرد یاد میکنم...

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ