روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/۱٠/٧

سلام جناب صنوبری. مطالب جالبی در وبلاگتون بود. اطلاعات بیشتری در مورد کانون روستازادگان آفتاب میدهید. شما تیم یا گروهی هم دارید من بسیار علاقه مند به کار گروهی هستم. میتونید به من کمک کنید. متشکر

(سه روز بعد) ادامه را بخوانید.. حتما..

نویسنده: roosta [rostaii1361@yahoo.com]


سلام جناب صنوبری. مطالب جالبی در وبلاگتون بود. اطلاعات بیشتری در مورد کانون روستازادگان آفتاب میدهید. شما تیم یا گروهی هم دارید من بسیار علاقه مند به کار گروهی هستم. میتونید به من کمک کنید. متشکر
(سه روز بعد) ادامه را بخوانید.. حتما..
نویسنده: roosta [rostaii1361@yahoo.com]
سلام درددل خوبی بود. چند نکته دیگر هم بهش بیافزایید. این که انتظار داشته باشی عده ای بی مزد و مواجب برای هدفی کار کنند هرچند اهمیت آن صدچندان باشد انتظار بجایی نیست، مثل معروفی است که اسب حضرت ابولفضل هم یونجه می خواهد... به تمام این مشکلات درد نپذیرفتن مسئولیت و شانه از زیر بار مسئولیت را هم اضافه نمایید. آیا با حرف زدن، گذاشتن جلسه با این و آن (هر کی می خواهد باشد، وزیر باشد معاون وزیر باشد یاهر کس دیگری) نوشتن این مطالب دردی دوا می شود. شما اگر امکاناتی، جایگاهی دارید در این مملکت و از آن استفاده نکرده اید و نمی کنید که حقیقتا از همان قماشید ولی اگر نه دستتان از همه جا کوتاه است (که بعید می دانم اینگونه باشد) مسئولیت چندانی متوجه تان نخواهد بود. اگر شما یک سازمان مردم نهاد هستید حقیقتا چرا کاری انجام نمی دهید، چند قرارداد، تفاهم نامه و یا... دارید در جهت رفع این مشکلات، چرا کارهای قانونی ثبت سازمانتان را انجام نمی دهید، چرا هیئت مدیره جدید را معرفی نمی کنید، چرا پیگیر ثبت رسمی خود به عنوان مدیر عامل این مجموعه نیستید.!!!! من فکر میکنم شما از چیزی می ترسید، این چه چیزی است من نمی دانم امیدوارم اشتباه کرده ب
نویسنده: roosta [rostaii1361@gmail.com]
دوستان کانون بخونن و این قدر مهندس سلیمان نژاد و مهندس حسن زاده را معطل
نکنند این دوستان یکماه است که درخواست مدارک موردنیاز ثبت قانونی را کرده اند
لطفا همکاری کنید..؛
1- این خانم یا آقای روستا یکم دقت میکرد اینقدر تناقض در نوشته های اول ودوم نبود
2-کانون متعلق به همه است یک مرد...!!پیدابشه مسئولیت بپذیره..
3-اینکه اسب حضرت ابوالفضل (ع) هم کاه و جو می خواهد شکی نیست اما اینکه
کاه و جو من وشما چقدر است و چقدر باید باشد را حدو مرزی نیست..! خدا نیامرزد
و لعنت کند نامرد مردمانی که به بهانه تامین کاه و جو خویش ، حد و مرزی برای
انسانیت خویش و دیگران قائل نیستند..
4- کانون هیچ مشکلی برای ارائه خدمات نداشته و ندارد اگر میبینی قراردادها و تفاهم نامه ها عملیاتی نشده اند بخاطر این است که سازمانهای دولتی هنوز برای انجام حتی
امورستادی و جاری خود اعتبار ندارند.. بخش خصوصی هم که آمده ، اصرار دارد روی دوش دیگران سوار شود و یک شبه راه صد ساله راطی کند..آنها هم مث شما
طلب کاه و جو دارند..
5- این سازمان مردم نهاد تاکنون بیش از یک میلیارد تومان کتاب توزیع کرده است ودر
سطح ملی گفتمان مطالبات جوانان روستایی را جاری ساخته و مدل موفقی از
حضور و مشارکت آنها را عملیاتی نموده است و علیرغم سختی کار و بلحاظ نگاه
بنیادی و ساختاری و و اصلاح قوانین 11ماه است که کار فشرده ای را با برخی عناصر
دلسوز در تهران با طراحی شبکه مسائل تخصصی موضوعات راهبردی و محوری خود
پیگیری میکند..
6- دعا کنید به لطف خدا و یاری امام رضا(ع) همه ما عاقبت بخیر بمیریم..آزادوسرفراز
زندگی کنیم..شهد و امام وحضرت آقا ترس را ازما گرفته اندبویژه این حقیر که 2سطر
مانده به غروب
اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم....

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ