روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/۱٠/۱

وقتی به روز نیستی..

......ناگهان شب میشود..

تقدیم به کاظم که تو خواب هم دست از سرما برنمی داره..!!



وقتی که به روز نیستی..!!
 

ناگهان شب می شود

 

وناگهان دلت می گیرد

 

وقتی که.....

به روز نیستی..!!

********************************************************

به روز نیستم .. اما آنقدر می دوم تا به تو برسم..

به روز نیستم .. اما آنقدر جان می کنم تا به جاده های نگاه توبرسم..

 نامهریان من..!!

از بیستون که سخت تر نیستی

فرهاد میشوم..

نه تو شیرین می شوی و نه من از خسرو خوشم می آید..!!

می فهمی که..

اگر کویر خشک شوی

آنقدر راه می روم ..آه میکشم ..سراب می بینم

تا به تو برسم...

نامهربان من..

همچون ابرهای سترون هفت سال مبار

هفت پیکر میشوم..

تا به تو برسم..!!

ای بلند بالای من..

ای رامش آسایش من..

این دامن تیره ی پرستاره ات را دوست دارم

این اشک چکیده بر گونه ی زمینت را عاشقم

این لاله های روییده بر کوهپایه هایت را می میرم

این استادبزرگ بی بدیل ..!

همان غلام حسین ..!

 

همان بنا ی شهید..!

آن سرو..!؟

مورچگان بالدار بی ریشه کجا وچشمان بیمار تو

قاطران بی اصل ونصب کجا و گیسوان پریشان تو

کوه را چاره ای جز ایستادن

آب راجز رفتن

برگ راجز افتادن

آبشار راجز فروتنی

وغلام راجز صبر

پنجره ای کو...

ومن کوه میشوم

آب میشوم

برگ میشوم

آبشارمیشوم.. تابه تو برسم

این شانه ها آزارم می دهند

این لبخندهای مشتی مترسک

این کوتوله های چند ضلعی مدرج

این آدکهای اماری پول وپله..!!

این شماره های نارس میان تهی

این.....نه ....نه ...

خوشا به حال کرمک شبتاب

درجنگلهای تیره ی باتوبودن..!!؟؟

با کفشهای مکاشفه ی تنهایی

راه میرود... راه میشود.. جاده میشود..

عاشق تر از باران

سرشار تراز آواز

بی آنکه زجر بکشد

ضجه بزند فریاد سر دهد..

بی آنکه آنقدر راه برود..

**

نامهربان من...

من شهادت می دهم که تو زیبایی

من شهادت می دهم بلند بالایی

من شهادت می دهم شبهای بی تو

آفریقای زخمی ..!؟؟ دل ماست

این تویی که هر روز صبح طلوع میکنی

این تویی که هر روز صبح آغاز می شوی

خداوند صبحگاهی از نگاه تو می وزد..

نامهربان من .....

آنقدر می دوم تا به توبرسم..

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ