روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩٢/۸/۱٩

زیارت عاشورا فوق العرش است.. استاد میرباقری..

 


سخنان استاد میرباقری در شب دوم محرم ۱۳۹۲

جلوه های پیروزی سیدالشهداء در حادثه عاشورا/ زیارت عاشورا زیارت فوق العرش است

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۰۰

 

ما در یک چارچوب معرفتی شکست و پیروزی را تعریف می‏کنیم، براساس یک تحلیل و تعریف‏ هایی است که ما پیروزی و شکست را تعریف می‏کنیم.اما اگر ما از منظر امام حسین علیه السلام به این صحنه‏ ی عظیم عاشورا نگاه کنیم تمام چهره‏ه ای این صحنه پیروزی سید الشهداء علیه ‏السلام است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، مراسم دومین شب عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه ‏السلام در دهه اول محرم ‏الحرام در مدرسه فیضیه قم با حضور جمع کثیری از روحانیون و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم ‏السلام برگزار گردید. در این مراسم که همه ساله در مدرسه فیضیه برگزار می گردد آیت الله میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در دومین شب عزاداری هیات ثارالله قم به بیان نصرت‏های حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام در حادثه عاشورا و خصوصیات اشک بر اباعبدالله الحسین پرداخت و یکی از بهترین راه های مهار خیال را گریه بر سیدالشهدا برشمرد. در ادامه گزارش اجمالی سخنان آیت ‏الله میرباقری تقدیم می‏گردد:

نصرت‏های سیدالشهداء علیه السلام در حادثه عاشورا

بحث ما درباره نصرت‏هایی بود که خداوند متعال نسبت به سید الشهداء علیه السلام عنایت کردند و نتیجه این نصرت پیروزی سیدالشهداء علیه‏ السلام است عرض کردیم سخن در مورد آن چه که وجودی مقدس حضرت که فارغ بر همه عوالم است نیست، همین موجودی که در عالم زندگی می‏کند و لباس بشر پوشیده است در هیچ یک از مقاصد خودش شکست از دشمن نخورده است؛ چون می دانید شکست و پیروزی را وقتی می خواهیم تعریف کنیم حالا من خوشم نمی ‏آید این اصطلاحات را بالای منبر بگویم به اصطلاح امروزی‏ ها، در یک پارادایمی ما شکست و پیروزی را تفسیر می‏کنیم در یک چارچوب معرفتی شکست و پیروزی را تعریف می‏کنیم. این که می‏گوید فلان کس شکست خورد یا پیروز شد فلان جبهه پیروز یا شکست خورد، براساس یک تحلیل و تعریف‏ هایی است که ما پیروزی و شکست را تعریف می‏کنیم. حقیقت این است که اگر ما از منظر امام حسین علیه السلام به این صحنه‏ ی عظیم عاشورا نگاه کنیم تمام چهره‏ های این صحنه پیروزی سید الشهداء علیه ‏السلام است.

رضایت خداوند از امام حسین علیه السلام، حقیقی ‏ترین چهره پیروزی حضرت

اولین جلوه‏ ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏ السلام همین است که حضرت در مقام یک عبد وافی که می‏خواسته به خدای متعال وفا کند و پای عهد بندگی و شفاعتش بایستد به این عنوان صد در صد در صحنه پیروز بودند و هر چه کوره بلا در عاشورا سخت‏ تر شد و هر چه شیطان تلاشش را بیشتر کرد و شعله‏ ی شیطنت خودش را در عاشورا بیشتر کرد حضرت بر استقامت و وفا و رضایشان نسبت به الله افزود، این نکته اول که عرض کردیم که حضرت پیروزیشان را خداوند متعال وقتی می خواهد در قرآن تحلیل کند می‏فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه» شما از پروردگارتان راضی هستید پروردگارتان از شما هم راضی است به این مرضیه خیلی عجیب است حالا بنده از خدا راضی باشد مهم است ولی مهمتر این است که خدا از بنده ای راضی باشد هیچ ضعفی در کار شما نباشد «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» این یک چهره‏ ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏ السلام است که حقیقی ‏ترین چهره پیروزی همین است و اصلی‏ترین نصرتی که خداوند متعال نسبت به سیدالشهداء فرموده است نصرت در این فتح بزرگ است و همه‏ی فتوحات دیگری که شما در کربلا می بینید اثر این فتح عظیم است حضرت وقتی در بندگی خودش با خدای متعال سنگ تمام گذاشت بقیه درها گشوده شد.

و لذا به ابراهیم خلیل گفته می‏شود که اگر می‏خواهی صحنه فداکاری را ببینی گودی قتلگاه را ببینی فداکاری آن است نه قربانی کردن اسماعیل، آن هم امتحان عظیم و مهم است.

پس این نکته اول که سید الشهداء در این میدان قطعاً پیروز هستند و هیچ کس و هیچ عارف و سالکی هیچ کسی که از این منظر به عاشورا نگاه کند که یک عبدی با خدای متعال پیمان بلا بسته است و حاصل این بلا، قرب و ضیافت و شفاعت است در این پیمان سید الشهداء صد در صد پیروز است و یک طرف هم شیطان تمام قوایش را تجهیز کرده و فتنه به پا کرده و غوغا کرده و فضا را سعی کرده تیره کند ولی به هیچ وجه هیچ بهره ای از این همه تلاش نبرد، این همان جایی است که شیطان صد در صد شکست خودش رامی بیند و می فهمد که کار تمام شده است ولو دیگران نفهمد، او خودش می فهمد که پشتش به زمین مالیده شده است و کار تمام شده است.

جلوه ‏ی شفاعت سیدالشهداء علیه السلام پیروزی دیگر ایشان در حادثه عاشورا

اما جلوه‏ ی دیگر پیروزی سید الشهداء علیه‏السلام در صحنه عاشورا، جلوه ‏ی شفاعت ایشان است حضرت این بلای عظیم را تحمیل کردند «لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضّلاله» برای این که این فضای مبهم و تاریک را روشن کند این فتنه ‏ها را مهار و کنترل کند منکر را حذف کند معروف را احیاء کند این بوده است دیگر، آیا حضرت در این حضرت میدان موفق شدند یا نشدند، یعنی حضرت توانستند کاری بکند که به شفاعت راهیان راه خدا، به مقصد برسند و شیطان نتواند سد راه آنها بشود. از یک طرف شیطان قسم خورده «ثم الآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمالهم» از همه طرف من آنها را محاصره می‏کنم و نمی‏گذارم در راه معرفت و محبت و عبودیت حرکت کنند؛ نمی‏گذارم قدم به وادی ولایت بگذارند که صراط مستقیم آنها را از ولایت اولیای تو و ولایت نبی اکرم و اهل بیت و ولایت معصومین بیرون کنم.

گشوده شدن باب ولایت و بسته شدن باب شیطان توسط نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله)

بیرون وادی ولایت ضلال است «ماذا بعد الحق الا الضلال» من اینها را از این وادی بیرون می‏کنم. از یک طرف شیطان کمر بسته است که راه را بر آنهایی که اهل وفا بودند و دست زده بودند به دامن نبی اکرم و قبول کرده بودند ولایت را، قسم خورده که من در این دنیا راه بر آنها می‏بندم. در این دنیا که با هم همنشین هستیم، نمی‏گذارم در صراط مستقیم حرکت کنند و نبی اکرم هم قبول کردند که یک بلایی را تحمل کنند که باب شیطان بسته شود باب ولایت گشوده شود دست شیطان را ببندند آیا سیدالشهداء در این جبهه کار که می خواست دست عالم را بگیرد و عالمیان را سالک کند و مقرب کند در این چهرة کار حضرت موفق بود یا نبود؟

عاشورا بلاء نبی اکرم است

اولاً این نکته قابل توجه است که عاشورا بلاء نبی اکرم است این واضح است همین‏طوری که قصه اسماعیل سلام‏ الله‏ علیهم اجمعین بلای حضرت ابراهیم است که اسماعیل تحمل می‏کند گر چه خود حضرت اسماعیل سالک هستند و رشد می‏کنند ولی اصل بلا برای حضرت ابراهیم خلیل است. قصه عاشورا هم اینطوری است صاحب عزا وجود مقدس نبی اکرم است امیر المؤمنین هستند فاطمه زهرا هستند و آن کسی که آن بلا را تحمل کرده مرکز آن بلا حضرت سید الشهداء علیه ‏السلام است حضرت نبی رحمتی هستند که قصد شفاعت همه را دارند و برای دستگیری و شفاعت این بلا را تحمل کرده‏اند این مصیبت عظیم را تحمیل کرده‏اند که دست عبادالله را با این مصیبت بگیرند و هدایت کنند چون می‏دانید هدایت و تعلیم و تربیت و تزکیه حرف نیست که یک معلمی حفظ کند و برود بگوید، آن که تربیتی به آدم نیست تعلیمی به آدم نمی‏شود، تعلیم و تربیت و تزکیه فداکاری می خواهد این که انبیاء فداکارترین انسانها بودند و همه هستی خودشان را می‏گذاشتند مثل شمع می سوختند که دیگران از نور آنها استفاده کنند

به خاطر همین انبیاء برای رساندن دیگران به خداوند متعال، فداکاری می‏کردند و بلا تحمل می‏کردند خیلی از عباداتی که وجود مقدس رسول الله(ص) انجام می‏دادند بعید نیست برای همین جنبه بوده است که بتوانند دیگران را دستگیری کنند شفاعت کنند «وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَى أَن یبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» شما نافله را به پا بدارید که خداوند متعال شما را به مقام محمود مبعوث کند که آن مقام شفاعت است.

ملاحظه فرمودید ذیل آیه سوره مبارکة طه «مَا أَنزَلْنَا عَلَیکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» که حضرت ده سال شبها روی پنجه پا می‏ایستادند و خداوند را عبادت می کردند خداوند مبارک فرمود «طه مَا أَنزَلْنَا عَلَیکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» خیلی از این عبادات برای شفاعت بوده برای راه باز شدن راه دیگران بوده است برای گشوده شدن باب توحید به سوی دیگران بوده است و این همان فرمانی است که وجود مقدس نبی اکرم قبول کردند «ادبر و فادبرک» باید از آن مقام بیاید دست ما را بگیرد و ببرد به خداوند برساند کسی که معراج می رود در معراجش در مقامی قرار می گیرد که به جبرئیل می فرماید چرا اینجا من را تنها گذاشتی؟ عرضه می‏دارد یک جایی پا می‏گذارید که قبل از شما نه ملک و انسی پا نگذاشته است.

در روایات هست که وقتی برگشتند هنوز حلقه در تکان می‏خورد حالا چه عالمی و سیری که حضرت داشته‏اند همه عوالم را دیده‏اند و دوباره می‏آیند با ما خاک‏نشینان شروع به حرف زدن و دستگیری کردن می‏کنند. این آیه و روایتش را ملاحظه فرمودید «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» ما یک فتح مبین برایت کردیم می‏خواهیم عالم رابه واسطه تو پاک کنیم.

فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند

شیطان سعی می‏کند بیماری -به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‏السلام مسری- خودش را که استکبار و شیطنت و فرعونیت نفس است به دوستان اهل بیت سرایت بدهد. خدای متعال یک فتحی برای این پیغمبر کرد که تمام این آلودگی هایی که قبل و بعد امتش دارد پاک شود، حقیقت هم همین است یعنی گناهان ما با استغفار حضرت پاک می شود که صریح قرآن است «جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» لذا در روزهای شنبه به ما می‏گویند در زیارت از راه دور حضرت را زیارت کنید و بگویید خدایا ما زمان حیات حضرت نبوده‏ایم و حالا آمده‏ایم که پیغمبر برای ما استغفار کنند و ما پاک شویم، فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند.

شهادت سیدالشهدا علیه السلام فتح ‏المبین است

این که به ما می‏گویند سید الشهداء شهید شد و شما گریه کنید، آن شهادت که کار شما نیست. شما گریه کنید، آن است که عالم را پاک می کند و فتح مبین است شما خودتان را در این وادی بیندازید و همه بکا باشید پاک باشید یک قطره اش وقتی حمل بر گریه می کنید از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود نیت همین که مصیبت زده می شود هنوز اشکش جاری نشده رحمت خدا برش نازل می شود. گریه کرد که آن وقت اشکش جهنم را خاموش و سرد می کند شعله شهواتی که شیطان در وجود انسان شعله ور می کند، این شعله با اشک بر امام حسین خاموش می شود.

اشک بر امام حسین علیه السلام خاموش کننده شعله های شیطنت شیطان است

ان‏شاء الله عرض می‏کنم که یکی از وسایل نفوذ شیطان خیال است. اصلاً گویا دنیا این نبوده است و آخرت همیشه بوده است. این وهم ماست که خیال می‏کنیم دنیا خبری است. آخرت را نسیه می‏دهد و دنیا نقد، «کان الدنیا لم تکن و کان الاخره...» این اوهام شیطان است، ریاست دنیا، ده بار هم آزمایش می‏کنیم می‏گوییم بروید این میز را بگیرید می‏بینید خبری نیست می‏گوید حالا برو میز بعدی! کار شیطان همین است. شیطان کارش این است که انسان را با وعده نگه می‏دارد وعده می‏دهد. شعله‏های شیطنت شیطان در عالم خیال با اشک بر سیدالشهداء خاموش می‏شود.

یکی از بهترین راه های مهار خیال، گریه بر سید الشهدا علیه‏ السلام است

یکی از بهترین راه‏های مهار خیال، گریه بر سیدالشهدا است. بلا خاصیتش این است که عالم خیال انسان را آرام می‏کند که خداوند متعال مؤمنین را با بلا راه می‏برد چون شیطان خیال را برمی ‏انگیزاند که طوری دل به دنیا انسان می‏بندند که نمی‏تواند دل بکند، خداوند متعال با یک بلایی شعله‏ های خیال را خاموش می‏کند این که یک شب آدم تا صبح بیمار باشد، چقدر گناهش آمرزیده می‏شود شاید همین است، اوهام و خیالات انسان فرو می‏ریزد و به نظر می‏آید نبی اکرم با بلای خودش عالم خیال عالم را آرام کرد.

واقعاً با شهادت حضرت سید الشهداء یک دری از رحمت باز شد که همه از این در می توانندداخل بروند هر که بخواهد؛ نسبت نمی‏دهم ولی احساسم این است که خیلی از جهنمی‏ها از این در وارد بهشت می‏شوند این که در روایت دارد که همه بر سیدالشهداء گریسته‏اند حتی جهنم و جهنمی‏ ها، شما این را معنا بفرمایید که اشک بر سیدالشهداء گناهان را می‏شوید و پاک می‏شوند و به بهشت می‏روند، یک دسته نمی‏روند آنها معاندین هستند «و ان تخلد فیه المعاندین» معنایش این نیست که ما راحت باشیم و بار ما را برداشتند اصلاً معنای این آیات و روایات نیست خیلی واضح است، پس این وجود مقدس می‏خواسته شفاعت کند.

شفاعت نبی اکرم چطوری است؟ مراتب دارد، شفیع کل هستند کل عوالم هستند این روایت را دیده‏اید که امام باقر فرمودند: امام سجاد یک خادمی داشت به امام باقر عرض کرد آقا چرا مردم را مغرور می‏کنید؟ با شفاعت مغرورشان می‏کنید. مقداری ریاضت کشیده بود و دامنش را پاک کرد و دهنش را پاک کرد و شکمش را پاک کرده و خیال می‏کرد کار تمام است حضرت فرمودند: مغرور شده‏ای... ؛ دهنت و دامنت را پاک کردی مغرور شدی؟ اگر سختی‏های قیامت را می‏دیدی، می‏دیدی که هیچ پیغمبری نیست الا این که محتاج به شفاعت نبی اکرم است. مقام محمود یعنی این.

دستگیری سیدالشهداء از همه کائنات الا سه دسته

این کاری که حضرت می‏کنند که همه عوالم را می خواهند دستگیری کنند با شفاعت است با بلا است یک بلایی را تحمل کرده اند که بهره اش به همه کائنات می رسد امام حسین(ع) یکی از اموری که در عاشورا دنبال می کرد این بود که همه‏ی اینهایی که اهل راه هستند یک طوری در مقام خودشان ازشان دستگیری کنند از پرنده‏ای که به تعبیر حضرت وقتی آواز می خواند لعن قتل امام حسین(ع) را می کند رشد می‏کند تا ملائکه ‏ای که فرود آمدند در کربلا ساکن هستند و صبح و شب گریه می‏کنند رشد می‏کنند تا اجنه‏ای که گریه کردند رشد می‏کنند تا سماوات و سماواتی ها؛ بهشت و بهشتیان، بهشتیان گریسته‏ اند و اهل بهشت گریسته اند سماوات و زمینی ها آنچه در بین سماوات و ارض است، جهنم و جهنمی‏ها، الا سه دسته را که روایت استثناء کرده است و آن آل عثمان و اهل شام و بصره است اینها استثنا شده‏اند که بحث آن بماند.

سالک شدن انبیاء با وجود مقدس امام حسین علیه السلام

شیطان پیروز است یا سید الشهداء؟ به حسب ظاهر نگاه می کنی یزید سر مطهر سید الشهداء مقابلش و اشعار کفر آمیز می‏خواند ولی حالا حضرت موفق هستند یا یزید؟ در این جهت که حضرت صد در صد موفق هستند در شفاعت از عوالم چطور؟ آنجا هم موفق هستند انبیاء با امام حسین یک طوری سالک شدند آنهایی که هیچ گناه نداشتند ابراهیم خلیلی که ترک اولی هم ندارد با عاشورای امام حسین سالک می شود بعد از قربانی کردن اسماعیل؛ موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم است می برندش در گودی قتلگاه رشد می کند. پس همه انبیاء را حضرت دستگیری کرده است.

رشد تمامی عوالم هستی با حادثه عاشورا

نبی اکرم با بلایشان دارند انبیا را رشد می دهند رشدی که حضرت ابراهیم در سر بریدن اسماعیل نمی تواند، روایت امام رضا است دیگر، پس حضرت موفق بودند یا نه؟ می خواهند ابراهیم خلیل را رشد بدهند در عاشورا، رشد داده اند یا نه؟ می خواهند موسی کریم را رشد بدهند داده اند یا نه؟ می خواهند جماد و نبات را رشد بدهند می خواهند حتی حیوانات رشد کنند، رشد کردند، همه عالم کمرشان زیر این بار غصه خم است، "لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه فی السماوات ، علی جمیع اهل السماوات"، بعضی ها که بهشان نشان داد حالا در قالب فهم خودشان وقتی نقل کردند آدم می بیند عجب لطیف است می گوید من در روز عاشورا دیدم همه عالم یک چشم بر امام حسین(ع)، دیگری می گوید من در احوالتم دیدم که کمر همة کائنات خم است در این مصیبت، حضرت همه را با خودش ساکن کربلا شده ولی عالم را رسانده است، این که انبیاء از سموات سرازیر می شوند به سوی کربلا.

زیارت عاشورا زیارت فوق العرش است

شما این را چطوری معنا می کنید این که زیارت سیدالشهداء «زیارت الله فوق عرشه» است چطوری معنا می‏کنید؟ یعنی کربلا فوق العرش است لذا همه‏ ی سماواتی‏ ها می ‏آیند یعنی یک سفره‏ای در کربلا برای عرشیان پهن شده باید بیایند از کربلا استفاده کنند. مگر این طور نیست خانه‏ ای که در آن قرآن خوانده می‏شود نور قرآن در آن طلوع پیدا می‏کند و ستاره عالم ملائکه می‏شود. چطور وقتی سیدالشهداء در کربلا حضور دارد کربلا نشود سماوات ملائکه. ملائکه از سماوات بیایند، سماوات اینجا است برای ملائکه و همه، هر شب جمعه، این روایت را تقدیم کرده ‏اند مکرر حضرت به صفوان جمال، و حضرت گفت شما هر شب جمعه یک ملاقاتی با خدا در کربلا داری یک ضیافتی در کربلا مال شما، یک سفره ای خدا برای شما پهن می کند.

ظهور، مزد سیدالشهداء است

حضرت یک بابی را باز کرده اند که این باب برای همه عوالم است. دوم نصرت خدا به سید الشهداء است. حضرت را خدا یاری کرده است و حضرت عهد شفاعت بسته و پای کار ایستاد و خداوند هم کمکش کرد«ولینصروا ان الله من ینصروا ان الله لقوی العزیز» عزت خدا را می بینید در شفاعت خداوند، خداوند عزیز است، می خواست دعوت نبی اکرم عالم گیر شود می شود یا نمی شود؟ مزد سید الشهداء ظهور است، می شود، به امام سجاد گفت آقا دیدی چه بر سرتان آمد، حضرت فرمودند بگذار ظهر شود موذن اذان بگوید می فهمی کی پیروز شد. این پیروزی امام حسین است، الان هم در مسجد اموی اسم حضرت را می برند بقیه را هم خودتان حساب کنید،

روایت امام رضا که فرمود اگر می خواهید گناهتان به اندازه کف دریا هست خدا بیامرزد، گریه کنید، تا دیدی خسته‏ای، نصف شب بلند شدی یک روضه بخوان. خدا رحمت کند یک سید بزرگوارب راننده مرحوم علامه امینی بود، می‏گفت وقتی من سحرها بلند می‏شوم و حال ندارم اول یک روضه علی اصغر می‏خوانم و بعد نماز شبم را می خوانم اول پاک و زلال می شوم و بعد حالا با خدا مناجات می کنم. درها باز می شود، هر وقت دیدید در بسته است امام رضا همین را می‏گوید خودتان را تطهیر کنید، یکی از جلوه‏ های عاشورا نصرت خداوند متعال شفاعت است شفاعت حضرت کامل است، باش تا صبح دولتش بدمد.

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ