روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

من کشاورزم و به دنبال محصول پاک.. اگر محصولات انسانی ماغیر ارگانیک یعنی سمی اند باید زمین را دوباره احیاء کرد..

نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام

بدون شک هیچ روشی چون محبت در تربیت انسان موثر نیست و مفیدترین روش های تربیت به نیروی محبت کارآیی پیدا می کند. جهان آفرینش بر اساس محبت و رحمت سامان یافته است. در مکتب تربیتی اسلام به عامل تربیتی محبت تاکید بسیاری شده است و اولیای الهی از آن بهره های بسیار گرفتند و آن را محور تربیت قرار داده اند. پژوهش حاضر نیز که در این راستا تهیه شده، بر آن است که با وجود بضاعت علمی اندک نگارنده آن به موضوع تعلیم و تربیت و نقش محبت و مهرورزی در آن بپردازد. این پژوهش به تعاریف تعلیم و تربیت، دیدگاهها، تعریف محبت و نقش محبت در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت از نظر اسلام بپردازد که نگارنده علاوه بر تجربیات آموزشی خود به منابع مختلف نیز مراجعه داشته است .

 

مقدمه
کلامم را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کنم که سرآغازهر کاری باشد آن کارانشاءالله ختم به خیر می شود وهمین چند واژه پر معناترین واژگان دنیا ،یعنی مهربان وبخشنده بودن خداوند را در ذهن تداعی می کند.
اسلام دینی الهی وآسمانی است و مهرورزی ومحبت جایگاه ویژه ای در این دین داردوبه فرمایش امام محمد باقر(ع ):
"الدین هو الحب والحب هوالدین " دین یعنی محبت ومحبت یعنی دین و محبتی پایدار است که قلبی وخدایی باشد و اگر برترین دوست داشتن را دوستی با خدا بدانیم خدا نیز ما را دوست دارد.
در دعای کمیل، از قول حضرت علی(ع) از خدای متعال درخواست می کنیم که نسبت به ما مهربان باشد .
آیات و روایات بسیار در باب محبت ،مودت،رحمت ،لطف،عفو،خشوع،اخوت،شفقت،رفاقت و....وجود دارد که همه از تجلیات عاطفه است.

بیان مساله
بر اثر تجربیات بدست آمده اکثر انسان هایی که دچار مشکلات اخلاقی هستند،نشأت گرفته از کمبود محبّت و بی مهری هایی است که ریشۀ آن در خانه یا محیط جامعه می باشد.
با توجّه به سرشت آدمی و تأثیرپذیری انسان از نرمی و دوستی و انزجار فطرت آدمی از تندی و خشونت گرایی، نیکوترین راه و رسم در تربیت آدمی تربیتی است که به روش محبت سامان می پذیرد؛ و اساساً ستون های دین الهی بر دوستی حق استوار شده است و از این راه فطری تربیت حقیقی جلوه می کند. امیرمومنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرموده است
ثمّ انّ هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه، و اصطنعه علی عینه، و اصفاه خیرة خلقه، و اقام دعا ئمه علی محبته(نهج البلاغه،خطبه198)

دیگر اینکه این اسلام دین خداست که آن را برای خود گزید، و به دیده عنایت خویش پرورید، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص [رساندن] آن [به مردمان] گردانید و ستون های آن را بر دوستی خود استوار نمود
خداوند در سرشت هر موجودی عشق ذاتی سیر به سوی کمال خود را ایجاد کرده است و روش محبّت در تربیت بر چنین سنّتی استوار است. از علی (علیه السلام) روایت شده است که گفت از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در باره سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود
محبت بنیاد و اساس [ روش و سنّت ] من است(عیاض،ج1،ص 187 ) « والحب اساسی.»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) والاترین مربّی بشر، مردمان را به محبّت تربیت نمود و بیش از هر چیز از این روش بهره برد. از انس بن مالک در توصیف آن حضرت چنین نقل شده است
من اشد الناس لطفا بالناس(ابونعیم،ج1،ص182) کان رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم )
رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) بیشترین لطف [و محبت] را به مردم داشت.
رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) آن تحوّل اساسی را در پرتو چنین روشی محقّق ساخت، زیرا روش محبت در تربیت روشی است برانگیزنده همه استعدادها آدمی در جهت کمال مطلق
تولید رقّت و رفع غلظت و خشونت از روح، و به عبارت دیگر تلطیف عواطف، و همچنین توحّد و تاحّد و تمرکز و از بین رفتن تشنّت و تفرّق نیروها و در نتیجه قدرت حاصل از تجمّع، همه از آثار عشق و محبّت است(مطهری،1349،ص41)
محبّت چنان انسان ار متحوّل می سازد که هیچ چیز دیگری با آن قابل قیاس نیست و هیچ چیز نمی تواند مانند آن انسان را از ملک به ملکوت بکشاند

ضرورت واهمیت تحقیق
محبت عامل پیوند و ایجاد همبستگی بین افراد است و اگر آن نبود الفت و انسی در بین انسانها نبود، هیچ فردی بار مسئولیت و زندگی دیگری را به عهده نمی گرفت، هیچ تعادل و ایثاری پدید نمی آمد.
اعمال محبت برای همه انسان ها، مخصوصاً در محیط تعلیم و تربیت امر ضروری است چرا که محبت عاملی برای سلامت جسم و روان است و سبب شفای فرد از نابسامانیهای رفتاری اخلاقی و روشی برای غنی ساختن روابط انسانی و سلامت برخوردهاست.
خداوند در موارد بسیاری در قرآن از محبت خویش یاد کرده است.
«فان الله یحب المتقین»(آل عمران، 3/ 76)؛ (زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.
«و الله یحب المحسنین» (آل عمران، 3/ 138)؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.
زبان ارتباط با انسان ها، به ویژه کودکان، زبان محبت است و با خشونت و بی محبتی نمی توان کسی را تربیت کرد.
اهمیت روش محبت از این جهت است که محبت اطاعت آور است و سبب همراهی می شود.
پیامبر اسلام فرموده است: «والمرء مع من أحب» انسان با کسی همراه است که او را دوست می دارد.
میان محبت و اطاعت رابطه معیت وجود دارد، با ظهور محبت، اطاعت و همرنگی پیدا می شود وقتی محبت والدین در دل فرزند بنشیند فرزند مطیع و پیرو آنها می شود و از وظایف و تکالیفی که بر عهده او می گذارند سرپیچی نمی کند.
محبت عامل مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی فرزندان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آنان تا اندازه ای زیاد به محبتی بستگی دارد که در دوره تربیت دیده اند. محیط خانواده آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در فرزندان می شود، فرزندانی که در محیطی با محبت پرورش می یابند، به ارجمندی می رسند و بهتر می آموزند و دیگران را دوست می دارند و در اجتماع رفتار انسانی دارند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می یابد و چراغ استعدادهای فرزندان شعله ور می شود انگیزه تلاش و خلاقیت آنان فراهم می گردد.

اهداف تحقیق
هدف اصلی تحقیق :درتحقیق حاضر تعیین نقش مهرورزی و محبت در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام می باشد.
روش تحقیق
نوع روش این تحقیق توصیفی و پیمایشی است. که در این روش مبتنی بر جمع آوری داده ها، توصیف و تعین ، تحلیل و استناج بر اساس داده ها و یافته ها می باشد.
بنابراین بعنوان منابع این پژوهش از کلیه کتابهای روایی، تاریخی و تحقیقات ارائه شده در این زمینه بهره گرفته و روش تحقیق توصیفی می باشد.
(( مراد از تحقیق توصیفی آن است که در آن محقق با گزارش اطلاعات حاصل از تحقیق می پردازد بدون آنکه راجع به آن اظهار نظری بکند)) ( نکونام،6:1379)
روش گرد آوری اطلاعات
مطالعات کتابخانه ای از جمله مطالعه کتب و نشریات داخلی و خارجی و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ( اینترنت) به منظور دست یابی به مبانی نظری و استفاده از تجارب تحقیق دیگر.
مهمترین منابع کتابخانه ای این تحقیق می توان به قرآن و نهج البلاغه و سیره اهل بیت و سیری در نهج البلاغه استاد شهید مرتضی مطهری را ذکر کرد.

مفهوم شناسی تعلیم و تربیت
« تربیت در جنبه ی فردی عاملی برای سازندگی انسان و وسیله ای جهت هدایت و رشد اوست. از طریق تربیت می توان آدمی را به بلندترین نقطه جمال و کمال رساند و از افراد بشری که با زمینه های گوناگون به دنیا می آیند انسانهایی ساخت متفکر، مدبّر، خلاق و مولد.
در جنبه ی جمعی نیز تربیت عاملی برای همسازی و تفاهم داشتن حیات اجتماعی توأم با صلح و سعادت در سایه ی حفظ و رعایت قوانین است. امری که وجودش برای ادامه حیات همه جوامع ضروری است . ارزش و قیمت یک جامعه معادن و ثروت های روی زمینی و یا زیرزمینی آن نخواهد بود، بلکه قیمت آن منوط به مغزهای پرورش یافته و انساهای ساخته شده ای است که در آنجا زندگی می کنند و به کار و تلاش می پردازند». (قائمی 1365، ص 5)
تربیت از جهتی قدیمی ترین کوشش و تلاش بشر است برای هدایت و سازندگی انسان و از جهتی جدیدترین آن و قدیمی ترین از آن جهت که شما در بین همه اقوام می بینید که به شکل های گوناگون سعی داشته اند فرزندان خود را بپرورانند و موجبات رشد آنها را فراهم آورند.
امری جدید است از آن بابت که این امر جدیداً وارد مراحل علمی شده و صورت علمی پیدا کرده مبنای آن قصد و آگاهی است و متکی است به تجربه و آزمایش(همان، ص 23).
تربیت در لغت از ماده رَبَو است و این لغت به معنای بالارفتن ، اوج گرفتن و رشد کردن است. و در اصطلاح به معنای کوششی است جهت ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد، به کمال رساندن تدریجی و مداوم اوست .
در تعریف تربیت وحدت و اتّفاق نظر وجود ندارد. بدین خاطر نمی توان تعریفی جامع و مانع از آن ارائه داد. صاحبنظران در رشته های مختلف تعاریف متعدد ارائه داده اند که به چند نمونه اشاره می شود، از جمله :
« علمای علم اخلاق می گویند : تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست و یا تربیت ایجاد تغییرات در فرد در حد کمال است.
روانشناسان می گویند: تربیت علمی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد و یا تربیت ایجاد تغییرات منظم برای اعمال و رفتار فرد است.
جامعه شناسان معتقدند که تربیت آماده کردن فرد است برای وصول به هدف های اجتماعی و یا تربیت تهیه ی بهترین وسایل برای تأمین آینده وطن است» (قائمی 1365، ص 25) .
تربیت از دیدگاه اسلام :
« تربیت وسیله ای است برای ساختن مستمر و به عمل آوردن آدمی که حاصل آن داشتن انسانی است متفکر، مؤمن، متعهد و مسؤول که در برابر محیط ارزیاب و منتقد و در جنبه ی رفتار عامل به یافته ای مکتب است . و تربیت عبارت است از احیای فطرت خداآشنای انسان و پرورش ابعاد وجودی او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت (همان ،ص 27) .

مفهوم شناسی محبت
مفهوم محبت‏
محبت، از میل طبیعى انسان به یک چیز و یا لذت بردن از آن به وجود مى‏آید؛ به عبارت دیگر، محبت، حالتى است که در دل یک موجود ذى شعور، نسبت به چیزى ایجاد مى‏گردد که با وجود او، ملایمت و با تمایلات و خواسته‏هایش تناسب دارد.( اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 )
انسان تا چیزى را خوب نشناسد و به عمقش پى نبرد، به آن دل نمى‏بندد، آن را دوست ندارد و محبت و دوستى‏اش در دل شخص جاى نمى‏گیرد. از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «الحبُّ فرع المعرفة»(ترجمه مصباح الشریعه، باب اول، ص 14) بر این اساس باید ریشه محبت را در معرفت جست و جو کرد(اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 ).
بر اساس تعریف ارائه شده، مى‏توان گفت: محبت، یک جاذبه ادراکى است همانند جاذبه‏هاى غیر ادراکى؛ یعنى همان طور که در موجودات مادىِ فاقد شعور (مثل آهن و آهن‏ربا) نیروى جذب و انجذاب وجود دارد، در بین موجودات ذى شعور هم یک جذب و انجذاب آگاهانه و یک نیروى کششِ شعورىِ روشن وجود دارد که به آن محبت مى‏گویند.
دل، پایگاه محبت و مهم‏ترین و فاخرترین عنصر وجود آدمى به شمار مى‏آید. امام صادق (ع) مى‏فرماید: «دل حرم خداست، پس جز خدا را در آن جاى مده.»
گاه برخى حُسن‏ها و جمال‏ها به اندازه‏اى دل‏انگیز است که حسن و جمال ظاهرى هرگز به پاى آن نمى‏رسد. عشق به انسان‏هاى بزرگى همچون على (ع) و دیگر اولیاى خدا و پیامبران، نمونه‏اى از آن است. مردى از بادیه نشینان نزد رسول خدا (ص) آمد و از او درباره روز قیامت پرسید، آن حضرت فرمود: براى آن روز چه آماده کرده‏اى؟ عرض کرد: یا رسول الله! چیز زیادى از نماز و روزه آماده نساخته‏ام جز آن‏که خدا و رسولش را دوست دارم. پیامبر (ص) فرمود: «انسان [در آن روز] با کسى است که او را دوست دارد»( بحارالانوار، ج 17، ص 13 ) انس بن مالک مى‏گوید: مسلمانان از شنیدن این مطلب بسیار شادمان شدند به اندازه‏اى که هیچ چیز پس از اسلام آوردن، این قدر آنان را خوش‏حال نکرده بود.
معناى حقیقى محبت‏
محبتى که قرآن دستور مى‏دهد، آن نیست که با هر کسى مطابق میل و خوش‏آیند او عمل کنیم تا لزوماً به سوى ما کشیده شود و یا این‏که هر کسى را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا آن را امضا کنیم؛ این محبت نیست، بلکه نفاق و دورویى است. محبت آن است که با حقیقت توأم باشد. محبت، خیر رساندن است، اما گاهى خیر رساندن‏ها به شکلى است که علاقه و محبت افراد را جلب نمى‏کند؛ یعنى بعضى افراد به دلیل این‏که محبت را با تمایلات خویش مخالف مى‏بینند به جاى قدردانى، دشمنى مى‏کنند ( مطهرى، جاذبه و دافعه على (ع)، ص 24 )
در عشق‏هاى حیوانى، تمام عنایت و اهتمام عاشق به تناسب اعضا و رنگ و زیبایى پوست معشوق است و آن غرایز است که انسان را مى‏کشد و مجذوب مى‏سازد؛ لکن پس از اشباع غرایز، آن آتش‏ها به سردى مى‏گراید.
اما عشق انسانى - هم‏چنان‏که گفتیم - حیات است و زندگى، اطاعت آور است و پیرو ساز. و این عشق است که عاشق را هم‏شکل با معشوق قرار مى‏دهد و مى‏کوشد تا جلوه‏اى از او باشد. خواجه نصیر الدین طوسى مى‏گوید: عشق نفسانى آن است که مبدأش هم‏رنگى ذاتىِ عاشق و معشوق باشد. بیشتر اهتمام عاشق، به روش‏هاى معشوق و آثارى است که از نفس وى صادر مى‏گردد. این عشق است که نفس را نرم و پر شوق قرار مى‏دهد، رقّتى ایجاد مى‏کند که عاشق را از آلودگى‏هاى دنیایى بیزار مى‏گرداند.( شرح اشارات بوعلى، ج 3، ص383

نقش محبت در تربیت

انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیزی چون محبت نمی‌توان آدمی را متحول ساخت و او را به سوی کمال سیر داد. محبت سر منشأ تربیت نفس‌ها و نرم شدن دل‌های سخت است. به بیان استاد شهید مرتضی مطهری: «تاثیر نیروی محبت و ارادت در ذایل کردن رذایل اخلاقی از دل از قبیل تاثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است، مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می‌برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تاثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن‌ربا صفات رذیله را جمع می‌کند و دور می‌ریزد. خودی آدمی و هویت انسانی او با محبت شکوفا می‌شود، زیرا محبت گوهر وجود آدمی را جلا می‌دهد و زنگارهای آن را می‌زداید و چون اکسیری انسان را متحول می‌سازد و به انسان شور و شوق زندگی و قوت و قدرت پایندگی می‌بخشد و به زندگی معنا می‌دهد.»

محبت عامل مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی انسان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آدمی تا اندازه زیادی به محبتی بستگی دارد که در زندگی می‌بیند. محیط خانوادگی آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در افراد می‌شود. کسانی که در محیطی با محبت پرورش می‌یابند، به ارجمندی می‌رسند و می‌آموزند دیگران را دوست بدارند و در اجتماع رفتاری انسانی داشته باشند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می‌یابد و استعدادهای انسان شعله می‌کشد و انگیزه تلاش و خلاقیت فراهم می‌شود.
انسان به هر چه محبّت پیدا کند بدو متمایل می شود و رنگ و بو و حال و هوای او را می گیرد و همسانی صورت می پذیرد؛ به بیان علی (علیه السلام): «من احبّ شیئا لهج بذکره. » ؛ هر که چیزی را دوست بدارد، به یاد آن حریص می شود »( شرح غررالحکم، ج 5، ص 177.)

بنابراین روش محبت کار سازترین روش در اصلاح آدمی و منصف کردن متربّی به صفات نیکوی انسانی است و در تربیتی خردمندانه بیشترین نقش به محبّت اختصاص می یابد. امیرمؤمنان (علیه السلام) در حکمتی والا فرموده است:
التودد بصف العقل. » ؛ دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.» ( نهج البلاغه، حکمت 142).

آنچه آدمیان را به هم پیوند می دهد و زمینه تربیت مطلوب را فراهم می سازد، محبت است و از این رو باید بیش از هر روش دیگر مورد عنایت قرار گیرد. امام علی (علیه السلام) محبّت را چنین عاملی معرفی کرده است:
المودة قرابة مستفادة ؛ دوستی ورزیدن پیوند با مردم را فراهم آرد ( همان، حکمت 211)
بی گمان در تربیت تا پیوندی انسانی و ارتباطی عاطفی و زمینه دوستی فراهم نشود، نمی توان گامی در جهت اهداف مطلوب برداشت. این امر شاخصه تربیت انسانی است.

محبت نیاز اساسی و طبیعی انسان و بالاخص کودکان است. یکی از عللی که آدمی را از تنهایی گریزان و در جمع سرخوش می‌سازد، این است که در تنهایی محبت جایی ندارد و تمایلات آدمی در آن برآورده و ارضا نمی‌شود.

بررسی‌های متعدد درباره کودکان ثابت کرده است که محبت مهمترین عامل سلامت روح کودک و نبود آن موجب ناهنجاری‌های روانی است. کمبود محبت مشکلاتی را پدید می‌آورد که نه تنها برای طفل زیانبخش است، بلکه زمینه را برای آشفتگی‌های اجتماعی فراهم می‌سازد.

پیامبر اسلام(ص) در مورد محبت و ترحم به کودکان می‌فرماید: «کودکان خود را دوست بدارید و نسبت به آنها مهر بورزید، و به وعده‌ای که به آنها داده‌اید وفا نمایید، خداوند برهیچ چیزی خشم نمی‌گیرد آن چنان که به خاطر زنان و کودکان خشم می‌گیرد.»

تعالیم اسلام برای رشد شخصیت انسان، مربیان را امر به محبت و مهربانی نسبت به کودکان می کند.

از امام صادق(ع) روایت شده است که مردی از انصار، از رسول اکرم(صلی‌الله علیه و آله) سئوال کرد: به چه کسی احسان نمایم؟

پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله) فرمود: به پدر و مادر خود.

عرض کرد: آن دو در گذشته‌اند. فرمود: به فرزند احسان نما.

همچنین فرمود: خداوند به انسان به خاطر شدت محبتش به فرزند، ترحم می کند. یکی از مظاهر این نیاز روحی، علاقه شدید کودکان به بوسیدن و در آغوش گرفتن آنهاست. رسول اکرم(صلی‌الله علیه و آله) می‌فرماید: «فرزندان خود را، زیاد ببوسید. زیرا با هر بوسه، برای شما، مقام و مرتبتی در بهشت، فراهم می‌شود که فاصله میان هر مقام، پانصد سال است.»

نیز روایت است که مردی حضــور پیغمبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) رسید. عرض کرد: من هرگز کودکی را نبوسیدم. پیغمبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: این شخص مردی است که از نظر ما اهل آتش جهنم و عذاب است.

همچنین فرمود: «اگر کسی فرزند خود را ببوسد، خداوند حسنه‌ای برای او می‌نویسد، و اگر او را خوشحال کند، خداوند او را در روز قیامت مسرور می‌سازد، و اگر قرآن را بدو تعلیم دهد. در روز رستاخیز، حله‌ای از نور بدو می‌پوشاند که از پرتو آن، گونه‌های اهل بهشت می‌درخشد.»

اقــرع بن خــابس می‌گویــد: «دیدم پیغمبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) فرزند خردسال خود، امام حسن(علیه‌السلام) را می‌بوسد، عرض کردم: من ده فرزند دارم که هیچ‌یک از آنها را نبوسیده‌ام. پیغمبر(صلی‌الله علیه و آله) فرمود: کسی که ترحم نکند، به او ترحم نخواهد شد.»
محبت در اسلام
دین مقدس اسلام نیز که به مسائل تربیتی عنایت فراوان دارد، درباره محبت توصیه های فراوان بعمل آورده است . دستورات قرآنی، آیات و احادیث در این باب کم نیستند، همچنین سیره پیامبران و امامان و رفتار آنان با کودکان، شاگردان و همنوعان خود همه مبین این مطلب اند که محبت و مهرورزی نقش اساسی در تعلیم وتربیت دارد. از جمله آیات قرآنی که به این مهم اشاره کرده است :


سوره توبه آیه ی 128 :
لَقدْ جاءکم رَسولٌ مِنْ أنفُسِکُمْ عزیزٌ علیه ما عَنتُّم حَریصٌ علیکم بالمؤمنینَ رَؤفٌ رَحیمٌ: هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد. هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران است. سخت به شما دلبست هاست و با مؤمنان رئوف و مهربان است.
در این آیه به رأفت و مهربانی پیامبر توجه خاص شده است و این موضوع را گوشزد می کند که رهبر و هادی باید مهربان باشد.
آیه دیگر:
سوره فصلت آیه 34 :
دفعَ بِالتّی اَحْسَنُ فَاِذا الذی بَینکَ و بَینهُ عَداوهٌ کَاَنَّهُ وَلیِّ حمیم : با اخلاق نیکو رفع شر کن تا همان کسی که با تو بر سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد.
آیات فروانی در قرآن کریم به موضوع محبت اشاره دارد که پرداخت به آنها موضوع پژوهشی مستقل است. و این بیانگر توجه خاص پروردگار عالم به محبت ومهرورزی است.
احادیث و روایات فراوانی نیز از امامان معصوم و پیامبر اکرم (ص) بدست ما رسیده که همگی تأکید بر مهر و محبت دارند. از جمله از امام علی (ع) نقل کرده اند که فرمود:
« مَنْ تَألَّف الناسَ اَحَبُّوهُ: کسی که در آمیزش با مردم از در الفت و محبت وارد شود مردم دوستدار وی خواهند بود. »
و از قول امام رضا (ع) نقل شده است که : التَّودُّدُ الی الناسِ نصفٌ العقل . نصف عقل آدمی اظهار دوستی و محبت نسبت به عموم مردم است (فلسفی، ج2، ص 135) .
رسول خدا (ص) فرمود: فرزندان خود را زیاد ببوسیذ زیرا در برابر هر بوسه ای درجه ای از شما در بهشت بالا می رود که بین درجات آن به مقدار پانصد سال است (امینی، 1372، ص 196) .
رفتار پیامبر اکرم (ص) با کودکان، بازی کردن با آنها، بوسیدن و لطف و مهربانی همه توجه خاص او به مسأله محبت و مهرورزی در پرورش کودکان بوده است. در کتابهای سیره پیامبر خوانده ایم که او با حسن و حسین هم بازی می باشد، آنها را با دوش می گرفت و لطف و مهربانی می کردند و دیگران را به این امر سفارش می فرمودند و اگر می دیدند کسی که با فرزندش مهربان نیست به او عتاب می کردند. امامان معصوم نیز هر کدام به طرق مختلف به مسأله مهر و محبت سفارش های لازم فرموده اند و اعمال و کردار خودشان نیز مؤید این مطلب است .
امروزه علمای علم تربیت بعد از گذشت قرن ها و پس از آموختن علم و دانش به این یقین رسیده اند که آنچه اسلام به آن امر کرده و پیامبران و امامان توصیه کرده اند همگی در جهت سلامت و سازندگی انسانها و جوامع انسانی است. آنان دریافته اند مهر و محبتی که بزرگان به آن توصیه کرده اند یکی از عوامل بسیار مهم تربیتی است که اگر به جا و مناسب به کار گرفته شود در بعضی مواقع می تواند معجزه کند.
روش محبت

از نیکوترین و اساسی ترین روشهای تربیت دینی روش محبت است که بیشترین تناسب را با فطرت و سرشت انسانی دارد. نیروی محبت در تربیت دینی، ‌نیروی برانگیزاننده و تحول آفرین است و اگر درست و به اعتدال به کار گرفته شود تاثیری شگفت در نزاهت آدمی و تحقق تربیت کمالی دارد. نیروی محبت از نظر تربیتی نیروی عظیم و کارساز است و بهترین تربیت آن است که بدین روش تحقق یابد، ‌خدای سبحان پیامبر گرامی اش را به روش محبت آراسته بود و آن حضرت با چنین روشی در تربیت دینی و مردمان توفیق یافت. «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم» (آل عمران /159). « پس به لطف و رحمت الهی با آنان نرمخو شدی، ‌و اگر درشتخوی و سختدل بودی‌، بی شک از گرد تو پراکنده می شدند. پس از ایشان درگذر و برایشان آمرزش بخواه.»
رسول خدا(ص) مردمان را با محبت از رذایل دور ساخت و به فضایل آراست، ‌جهان آفرینش نیز بر اساس رحمت و محبت سامان یافته است و بدان کمال می یابد، و پیامبر اکرم(ص) جلوه ی تام رحمت و محبت الهی و روش تربیتی اش بر رحمت و محبت استوار بود. خدای متعال آن حضرت را چنین معرفی می کند:« و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین» (الانبیا/107)، « و ماتو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» امیرالمومنین علی (ع) محبت را بهترین بستر تربیت می دانستند و آن را محور تربیت قرار می دادند. چنانکه فرموده اند:« نحن شجره النبوه و محط الرساله و مختلف الملائکه و معادن العلم و ینابیع الحکم ناصرنا و محبنا ینتظر الرحمه و عدونا و ماییم درخت نبوت و محل فرود رسالت « مبغضنا ینتظر السطوه» (نهج البلاغه، ‌خطبه109) و جایگاه تردد فرشتگان و معادن علم و منابع جوشان حکم. یار و دوستدار ما در انتظار رحمت از خداست و دشمن ما و کسی که با ما کینه توزی دارد، ‌در انتظار غضب الهی است.» پس به هر اندازه که عامل محبت در انسان قوی تر باشد، ‌شوق و کشش انسان به سوی کسب فضایل، قوی تر خواهد بود.

سنت محبت

هستی به رحمت و محبت وجود یافته است و براین مبنا تربیت می‌یابد. وجود مظهر رحمت حق است و هر موجودی به سبب رحمت رحیمیه حق به کمال شایسته خود می‌رسد. خداوند در سرشت هر موجودی عشق ذاتی سیر به سوی کمال خود را ایجاد کرده است و روش محبت در تربیت براین حقیقت وجودی استوار است.

«و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است.»

خدای رحمان درباره خود فرموده است: «پروردگارتان مهر و رحمت را برخود مقرر کرده است.»

رسول خدا(ص) مردمان را با محبت از رذایل دور ساخت و به فضایل آراست. از علی(ع) نقل شده است که از رسول خدا(ص) درباره روش و سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود:

«محبت بنیاد و اساس [روش و سنت] من است.»

پیامبر اکرم(ص) با روش محبت توانست سرسخت‌ترین مردمان را متحول و منقلب سازد و به صفات الهی متصف نماید. «انس بن مالک» در توصیف آن حضرت چنین گفته است: «رسول خدا(ص) بیشترین لطف [و محبت] را به مردم داشت.»

اهمیت روش محبّت در تربیت
اهمیت روش محبّت در تربیت از این روست که محبّت اطاعت‌آور است و سبب همسانی و همراهی می‌شود. رسول خدا(ص) فرموده است:

«انسان با کسی همراه است که او را دوست می‌دارد.»

میان محبّت و اطاعت رابطه معیّت وجود دارد؛ با ظهور محبّت، اطاعت و همرنگی پیدا می‌شود و محب به محبوب تأسی می‌کند. «صفْوان بن قُدامَه» گوید: «از مکّه به مدینه هجرت کردم و نزد پیامبر رفتم و عرض کردم: ای رسول خدا، دستتان را بیاورید تا با شما بیعت کنم.» پس حضرت دست خود را پیش آورد. گفتم: «ای رسول خدا، من شما را دوست دارم.» فرمود: «انسان با کسی همراه است که او را دوست می‌دارد.»

محبّت هر که در دل آدمی می‌نشیند، انسان مطیع و پیرو او می‌شود و از خواست او سرپیچی نمی‌کند. روایت شده است که امام صادق(ع) فرمود: «خدا را دوست ندارد کسی که او را نافرمانی کند.»
همین اطاعت است که مشابهت و مشاکلت می‌آورد و محب تلاش می‌کند که به صفات محبوب متصّف شود. دوستی پیامبر و اوصیای آن حضرت بهترین راه تربیت و کوتاهترین راه اصلاح و تهذیب است؛ و از همین روست که پیامبر اکرم(ص) جز دوستی و مودّت اهل بیتش را نخواسته است. این محبّت بهترین روش در تربیت امّت آن حضرت است. زیرا عین اطاعت آنان و تأسی به راه و رسم ایشان است.
«بگو: من هیچ پاداشی از شما [بر رسالتم] درخواست نمی‌کنم مگر دوستی نزدیکانم.» محبت به اهل بیت و پذیرش ولایت آنان بهترین روش برای تربیت و کوتاهترین راه برای کسب سعادت است که سودش برای خود ایشان است.
«بگو پاداشی که از شما درخواست کردم چیزی است که سودش عاید خود شماست، پاداش من جز بر خدا نیست.»
دوستی و مودّت اهل بیت و پذیرش ولایت ایشان چیزی است که راه انسانها را به سوی خدا هموار می‌سازد و سبب اتصّاف به صفات الهی می‌شود.
«بگو: من هیچ پاداشی از شما [بر رسالتم] درخواست نمی‌کنم، جز این که هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش در پیش گیرد.» بنابراین خردمندترین مربیّان راه محبّت حقیقی را می‌گشاید و از این راه مردمان را به سوی حق رهنمون می‌شود که پیامبر اکرم(ص) فرموده است:

«سر عقل، پس از ایمان به خدا، جلب کردن محبّت مردم است.»

نتیجه :
در این مقاله به بررسی یکی از روش های عاطفی تربیت ، که روش محبت است، ‌پرداخته شد و معلوم شد اهمیت این روش تا اندازه ای است که استفاده از این روش در تربیت از مؤثرترین و کارآمدترین شیوه های تربیتی است. در تربیت هر اندازه که عامل محبت در انسان قوی تر باشد، ‌شوق و کشش انسان به سوی کسب فضایل بیشتر خواهد بود محبت و مهرورزی یکی از عوامل و اصول مهم تعلیم و تربیت است و بیش از دیگر عوامل در ایجاد تربیت صحیح دخیل باشد. درباب محبت و مهرورزی نه تنها علما و اندیشمندان علوم مختلف از جمله علم اخلاق، روانشناسی ، جامعه شناسی ... سخن سرداده و توصیه های فراوان کرده اند. در دین مبین اسلام نیز به این موضوع بسیار پرداخته شده . آیات و احادیث و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. سیره و زندگی پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم نیز همگی بر این مهم تأکید دارند.

منابع
قرآن -1
نهج البلاغه -2
3- ابوالفضل عیّاض بن موسی بن عیّاض (قاضی عیّاض)، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، تحقیق علی محمد البجاوی، دار الکتب العربی، بیروت، ج1، ص 187.
4- ابو نعیم احمد بن عبدالله بن احمد الاصبهانی، دلائل النبوّة، تحقیق محمد رواس قلعه جی، عبدالبر عباس، الطبعة الثانیة، بیروت، 1406ق . ج 1، ص 182؛ همو، حلبة الاولیاء، ج 6، ص 26؛ شهاب الدین احمد بن علی ابن حجر العسقلانی، المطالب العالبة بزواند المسانیدالثمانیة، تحقیق حبیب الرحمن الاعظمی، دارالمعرفة، بیروت، ج 4، ص 24.
اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 و 359.-5
6-امینی، ابراهیم ، 1373، اسلام و تعلیم و تربیت، تهران، انتشارات انجمن و اولیاء و مربیان، چاپ دوم
7- بحارالانوار، ج 17، ص 13.
8- ترجمه مصباح الشریعه، باب اول، ص 14.
9- شرح اشارات بوعلى، ج 3، ص 383 (طبع جدید).
10-شرح غررالحکم، ج 5، ص 177
فلسفی، محمدتقی، بی تا، در کمکتب اهل بیت، ج 2، انتشارات اهل بیت - 11
قائمی، علی، 1365، زمینه تربیت، تهران، انتشارات امیری، چاپ چهارم - 12
13-مرتضی مطهری، جاذبه و دافعه علی علیه السلام، چاپ اول، انتشارات حسینیه ارشاد، 1349ش. ص 41.
14نکونام، جعفر ، روش تحقیق کتابخانه ای ، انتشارات اشراق چاپ اول ،سال 79 ص6

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ