روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 
آلوین تافلر و نگاه تازه او..

و چین,, جدیدترین گفت وگو با آلوین تافلر:نگاه تازه به آینده

9 اردیبهشت 1385 - همشهری - آلوین تافلر در ایران نویسنده ای نام آشناست. وی با نوشتن کتاب هایی مانند موج سوم و شوک آینده، پیش بینی هایی را درباره ماهیت در حال تحول جامعه جهانی ابراز کرد که زاویه دید جدیدی را در اختیار خواننده می گذارد. تازه ترین کتاب وی که با همکاری همسرش نوشته شده است، «ثروت انقلابی: چگونه آفریده می شود و چگونه زندگی ما را تغییر خواهد داد؛» نام دارد. وی در این کتاب از اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست و عرصه های دیگر زندگی سخن به میان می آورد. در مصاحبه ای که در این باره با وی انجام شده است، تافلر دیدگاههای جدید خود را درباره تأثیر فناوری اطلاع رسانی و موضوع های متنوع دیگر ابراز می کند.

* آی پاد (ipod)، همانندسازی، استفاده از گوگل و غیره تمام این تغییرات مختلف نه فقط زندگی ما را دگرگون کرده است، بلکه به اعتقاد شما به نوعی نظام ثروت جدید تبدیل شده است. این نظام جدید تا چه اندازه با اقتصادی که می شناسیم، فاصله دارد؟
- به دو شکل. اول، دانش محرک اصلی آفرینش ثروت است و دوم همجوشی شدید تولید و مصرف به انفجار اقتصاد غیرپولی خواهد انجامید. اقتصاد متعارف درباره کمبود است. اما دانش اساساً نامتناهی است. اگر در شالیزار برنج بکارید، من نمی توانم همزمان در همین شالیزار برنج بکارم. اگر از ابزاری ماشینی استفاده کنید، من نمی توانم همزمان از آن استفاده کنم. اما ما می توانیم از دانش یکسانی همزمان استفاده کنیم و این دانش نقصان نمی پذیرد. فرقی نمی کند چند نفر از ریاضیات استفاده کنند، این علم هیچ وقت تمام نمی شود. در واقع هر چقدر که افراد بیشتری با هم از دانش استفاده کنند، دانش بیشتری می آفرینند.

دانش از هر محصول دیگری قابل حمل تر است. می توان آن را فشرده کرد و به شکل نماد و فرمول انتزاعی درآورد. معمولاً درز می کند و حفاظت از آن دشوار است. غیرخطی است و در نتیجه نکات کوچک گاه برون داد عظیمی دارد. مهمتر از همه، غیرمحسوس است. عوامل غیرمحسوس همواره با دارایی های محسوس گره می خورد. به قول هرنان دسوتو در کتاب «راز سرمایه» یک قطعه زمین به هیچ شکل محسوسی ملک محسوب نمی شود، مگر آنکه مالکیت آن با یک عنوان قانونی غیرمحسوس یا با هنجارهای اجتماعی غیرمحسوس که متضمن مالکیت آن است، اعمال شود. این عناصر غیرمحسوس مانند پوست پرتقال است.

تولید «مغز بیرونی» - بانک های اطلاعات، اتصال، جستجوی کلمات، تدوین نقشه ژنتیک یا شبکه جهان گستروب - ظرفیت و قابلیت های ما را تقریباً در هر عرصه ای گسترش داده است.
دانش در اختیار بشر نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. هر آنچه را شخصی در طول عمر ۷۰ ساله به خاطر می آورد، می توان به صورت دیجیتال روی تراشه ای ۶ گیگابایتی ذخیره کرد. این در حالی است که امروز کامپیوترهای با حجم ۴۰۰ گیگابایت داریم. در عین حال، حفاظت از بسیاری دارایی های غیرمحسوس مانند اعمال حقوق مالکیت فکری دشوارتر می شود.

* منظورتان از اقتصاد غیرپولی چیست؟ و چرا معتقدید به شدت گسترش خواهد یافت؟
- وقتی شغلی داریم و کار می کنیم، وقتی می خریم و می فروشیم، وقتی سرمایه گذاری می کنیم، وقتی از کارت اعتباری استفاده می کنیم، در چارچوب اقتصاد پولی کار می کنیم.اما این پایان فهرست کارهایی که انجام می دهیم، نیست، بچه بزرگ می کنیم، از سالمندان نگهداری می کنیم، شیر آب خراب را تعمیر می کنیم،در نقاشی اتاق به دوستمان کمک می کنیم، آشپزی می کنیم، خانه مان را تمیز می کنیم، گل کاری می کنیم و گاه به افرادی پول می دهیم تا کاری برایمان انجام دهند. در این حالت در اقتصادی پولی هستیم و فعالیت هایی از این دست به اعتقاد اقتصاددانان در تولید ناخالص داخلی ایجاد ارزش می کند. اما اگر بخواهیم خودمان این کارها را انجام دهیم، یا اگر بی پولی ناچارمان کند این کارها را بکنیم، کوشش ما به تولید ناخالص داخلی نخواهد افزود و ارزشی به اقتصاد پولی اضافه نخواهد کرد.

اقتصاد غیرپولی به همان اندازه اقتصاد پولی ارزش ایجاد می کند. به نرم افزار منبع باز لینوکس و تأثیر عظیم آن در سراسر جهان فکر کنید. لانیس توروالدز اولین شخصی بود که بدون دریافت پولی در اوقات فراغت این محصول را تولید کرد و پس از آن تعداد زیادی از برنامه نویسان جذب آن شدند و به گسترش و اصلاح آن پرداختند، بدون آنکه پولی دریافت کنند. این کار سبب شد بقیه تشویق شوند وقت خود را صرف تولید نرم افزارهای دیگر کنند. این فعالیت تولیدی - مصرفی در اقتصاد غیرپولی روش تولید محصولات نرم افزاری را در اقتصاد پولی متحول کرده است.

* فعالیت تولیدی _ مصرفی چیز جدیدی نیست. حالا وجه تازگی آن چیست؟
- نکته جدید آن است که فناوری های جدید فعالیت ها را از اقتصاد پولی به اقتصاد غیرپولی انتقال می دهند. تعداد زیادی از شرکت ها کارهایی را که سابق برای کارمندانشان انجام می دادند، از مشتریان خود می خواهند. استفاده از دستگاه های خودپرداز بانکی با تمام قابلیت های آن باعث می شود تا تعدادی از کارمندان بانک بیکار شوند. این فعالیت تولیدی - مصرفی است. قبلاً نگاتیو عکس ها را به عکاسی ها می دادیم تا ظاهر کنند. امروزه این کار را به راحتی در خانه انجام می دهیم. خودمان میزان قند بدنمان را اندازه می گیریم. خودمان فیلم و موسیقی دیجیتال تولید می کنیم.

تمام اینها تازه آغاز ماجراست. در آینده شاهد انفجار کارهای بی مزد خواهیم بود. به زودی بیش از یک میلیارد نفر بالای ۶۰ سال خواهند داشت. آنان کارهایی را که پزشکان برایشان انجام می دادند، خودشان انجام خواهند داد، مانند آزمایش ادرار و تشخیص بیماری ها. به این ترتیب ما در اقتصاد پولی فناوری می خریم و در اقتصاد غیرپولی به کار می بریم. این کار باعث ایجاد ارزش جدید در اقتصاد پولی می شود. به زودی تولید کامپیوتری یک کارخانه در هر خانه تاسیس خواهد کرد.


سپردن کار به نیروی کار بیرونی و شغل دوم

* آیا انتقال کار از تولیدکننده به مصرف کننده، هزینه های جدیدی را بر مصرف کننده تحمیل خواهد کرد؟
- این بیرونی شدن کار را «شغل سوم» می خوانیم. شغل اول آنی است که برای انجام آن از خانه بیرون می روید و هر ماه حقوق می گیرید. شغل دوم مراقبت از خودتان، بچه ها، والدین یا خانه است. شغل سوم کاری است که تولیدکننده به مصرف کننده واگذار می کند.

چند سال پیش اگر می خواستم ببینم محموله ای که به DHL یا fedex داده بودم، در چه مرحله ای است، به کارمندی در فرانکفورت یا توکیو یا ممفیس زنگ می زدم. امروز من کارمند خودم هستم پای میز کامپیوترم می نشینم، شماره ردیابی را وارد می کنم و خودم بسته را ردیابی می کنم. کاری را می کنم که کارمند انجام می داد و در قبال آن حقوق می گرفت. وقتی از دستگاه خودپرداز استفاده می کنیم، همین اتفاق می افتد. این کاری است که کارمند بانک انجام می داد.بنابراین در این اقتصاد، شغل سوم، کاری است که برای این شرکت ها می کنیم، اما در قبال آن حقوق نمی گیریم. روشن است که این امر به فشار روحی روزانه ما می افزاید و یک دلیل آن است که چرا همیشه به نظر می رسد اوقات فراغت ما دائماً کمتر می شود.

* و با انجام عملیات مالی در اینترنت، اطلاعات شخصی ارزشمندی را می دهیم که قبلا شرکت های بازاریابی با تحقیقات به دست می آوردند و بابت آن پول می دادند. هر بار که در گوگل جستجو می کنیم، این کار ردیابی می شود و تبلیغ دهندگان محصولات خود را از این طریق با علایق شما وفق می دهند.
- همین طور است. این جنبه دیگری از شغل سوم است. در نظام مبتنی بر اطلاعات، همه چیز در معرض دید است. برخی طرفداران حقوق مصرف کنندگان خواهان دریافت پول در قبال خرید و استفاده از اطلاعات شخصی شان شده اند، اطلاعاتی که پس از خرید در فروشگاه یا در اینترنت به جا می ماند.

ستیز سرعت ها

* نظام مبتنی بر اطلاعات چگونه بر آنچه در کتابتان «بنیان های عمیق» آفرینش ثروت - مثل زمان _ می خوانید، تأثیر می گذارد؟
- به دو شکل، اول ما داریم زمان غیرشخصی و جمعی جامعه صنعتی را که هر کس از ۹ صبح تا ۵ عصر کار می کند و همه در یک ساعت سر کار می روند و به خانه برمی گردند، پشت سر می گذاریم. این وقت متجانس است. حالا ما شاهد زمان شخصی و نامنظم هستیم. فناوری جدید هزینه تنوع را که مونتاژ انبوه را مختل می کرد، کاهش می دهد. در نتیجه زمان کار و تفریح ما به صورت شخصی و متنوع درمی آید. وقت در قرن بیستم ۲۴ ساعته و هفت روزه است. دوم وقتی تغییرات در جامعه و فناوری تسریع می شود، بنابه تعریف و سرعت منسوخ شدن دانش بالا می رود. آنچه می دانیم، تقریباً به طور روزمره از بین می رود، یا به این علت که سیاره ای جدید کشف می شود یا کروموزم مربوط به فشار خون را پیدا کرده ایم. این تسریع دانش جاری ما را یک شبه به آنچه اطلاعات منسوخ می خوانیم، تبدیل می کند. وقت و تباهی سریع دانش در جامعه اطلاعات مدار ارتباط عمیقی دارد.

در گذشته، حقایق و امور غیرواقعی تا قرن ها دوام می آوردند، اگر نگوییم چند هزاره، بدون آنکه به چالش کشیده شوند. اکنون بسیاری از تصمیم گیری های ما براساس حقایقی است که می تواند فردا تغییر کند و یا شاید همین حالا منسوخ شده باشد.

* این متنوع سازی و تسریع وقت چه مشکلاتی ایجاد می کند؟
-یکی از مشکلات اصلی در جهان امروز حذف همزمانی است،ستیز سرعت ها بین نظام جمعی و کهنه و تنوع، انعطاف پذیری و تسریع نهادهایی که مبتنی بر دانش هستند. آنها همزمان نیستند. یکی از بزرگترین ستیزها، ستیز با آموزش استاندارد است. این نوع آموزش در اصل برای تبدیل بچه های کشاورزان به کارگران صنعتی طراحی شد تا آنان با الزامات و ضرباهنگ جامعه جمعی سازگار شوند. آموزش از جمله کند ترین نهادها در تطبیق با نظام ثروت جدید است.

اگر شما پلیسی بودید که کنار جاده ایستاده بودید و سرعت خودروهای عبوری را اندازه می گرفتید، در واقع سرعت ماشین کار و کسب را که دائماً زیر فشارهای رقابتی به سرعت تغییر می کند، ۱۶۰ کیلومتر در ساعت اندازه می گرفتید؛ اما ماشین آموزش با سرعت ۱۶کیلومتر در ساعت حرکت می کند. با این اندازه عدم همزمانی، نمی توان اقتصاد موفقی داشت.

نه فقط مقاومت آموزشی بلکه مخالفت سیاسی با این سرعت، انعطاف پذیری و تنوع وجود دارد. دانشجویان فرانسوی را ببینید که علیه زندگی شغلی متزلزل براساس قانون کار جدید تظاهرات کردند.

آنچه امروزه در خیابان های پاریس می بینیم، «مناقشه موجی» است؛ مناقشه ناشی از تغییر جامعه دسته جمعی «موج دوم» به جامعه دانش محور «موج سوم» . نبردی است بین کسانی که از نظام سابق سود می برند و کسانی که از نظام جدید سود می برند.

اما در اروپا، این پدیده تنها یک نشانه از مشکلی بزرگتر است. نظام متحول ثروت با تمرکززدایی، انعطاف پذیری و تفویض اختیار به قدرت توزیعی و شبکه ای رابطه نزدیک دارد. رهبران اروپا می کوشند ابر کشوری درست کنند که مقر آن در وزارتخانه های ناپیدای بروکسل است. اروپاییان نهادها و جوامعی دارند که با سرعت اندکی حرکت می کنند و به آن هم می بالند. بسیار خب، اما این وضع بهایی دارد. کشورهای بزرگ مانند فرانسه، آلمان و ایتالیا دچار نزول شده و پشت سر آمریکایی ها و آسیایی ها قرار گرفته اند که تحت فشار رقابت تجاری و با استفاده از فرصت های جدید اقتصاد مبتنی بر دانش، به سوی آینده خیز برداشته اند. کشورهای کوچک مانند فنلاند و ایرلند است که با انقلاب جاری همزمانی دارند.

* براساس قان مور، شمار ترانزیستورها در هر اینچ مربع از مدارهای فشرده هر ۱۲ تا ۱۸ ماه، دو برابر خواهد شد و این روند دستکم تا دو دهه آینده ادامه خواهد داشت. این ظرفیت فزاینده باعث سرعت بیشتر محاسبات کامپیوتری خواهد شد. موتور محرکه تلاش برای دستیابی به سرعت که انقلاب اطلاع رسانی را به جلو می راند، چیست؟ چرا پذیرش این مسیر بهتر از مثلاً جنبش «غذای کند» در ایتالیا است؟
- اول، رقابت. دوم، جاذبه تنوع در زندگی شخصی. هر چه سریع تر بتوانید کارهایتان را انجام دهید، کارهای متنوع تری می توانید انجام دهید. در جامعه دسته جمعی، بخش های عمده ای از زندگی تکراری است. ثروت انقلابی با خود تنوع و انواع قابلیت ها را برای انسان به همراه می آورد.

* به نظر می رسد بزرگترین «ستیز سرعت ها» فقط بین غربی نیست که به سوی این نظام ثروت سرعت یابنده می رود و کسانی که می خواهند به چند قرن پیش بازگردند، بلکه ستیز با کل ادیان است. تمام ادیان بر تعادل، بردباری و غیره تأکید می کنند. پیامبر اسلام گفت: «عجله کار شیطان است» .
- خب، مطمئناً با اسلام گرایان قرن دوازدهمی نوعی ستیز در جریان است، اما قواعد بیشتر ادیان در زمانی معین شد که برد فضایی تجربه کوچک بود. مردم به طور متوسط در طول زندگانی فقط ۲۴ کیلومتر از روستایشان دور می شدند و سرعت تغییر اجتماعی، اقتصادی و فناوری به شکل نامحسوسی کند بود. اما سرعت مناسب کدام است؟ نژاد انسان با بالا رفتن سرعت امور، زندگی طولانی تر و آبرومندانه تری داشته است. شتاب سریع انقلاب صنعتی، زندگی بی نهایت بهتری برای بسیاری از مردم به نسبت زندگی دهقانی پیش از آن به همراه داشت.

اما نکته مهم تر این است که نظام ثروت مبتنی بر دانش، وقتی یکسان بر همگان تحمیل نخواهد کرد. برعکس، امکانات متنوعی را برای هرکس فراهم می کند تا شتاب مورد نظرش را معین کند. شاید بعضی بخواهند در طلب پول، دنیا را بگردند. شاید بقیه بخواهند تمام روز در ساحل استراحت کنند یا مدت زیادی را صرف غذا خوردن با دوستان و اعضای خانواده کنند. شاید بخواهند هر دو کار را در اوقات متفاوت انجام دهند. شاید شعار عصر جدید این باشد: «هر کس باشتاب مخصوص خود» به علاوه، تمدن جدیدی که در حال پیدایش است، تمدن انتخاب است.

ثروت در همه جا، هیچ جا و آنجا تولید می شود

*
نظرتان راجع به تغییرات در فضا و روابط فضایی که یکی دیگر از بنیان های عمیقی است که در کتابتان ذکر کرده اید،چیست؟
-امروزه راه های جدید تولید ثروت همه جا وجود دارد.تا به حال همه می دانند انتشار فناوری، سرمایه و مهارت به آن معناست که ثروت در هر جایی می تواند تولید شود. امتیاز تطبیقی حالا بیشتر به دسته های مهارت مربوط می شود تا در بیشتر موارد منابع طبیعی یا دارایی های سرمایه ای. در آمریکا ایالت ایندیانا پیشتر با تبلیغ ذخایر آهک و نبود اتحادیه های کارگری، سرمایه ها را جذب می کرد. حالا آنچه این ایالت تبلیغ می کند، دانشگاه ها و قابلیت های فرهنگی است.

به این فهرست هیچ جا را اضافه کنید، یعنی فضای اینترنتی. البته سرویس دهنده سایت هایی مانند آمازون و ebay در یک نقطه جغرافیایی قرار دارد، اما آنها از معاملات الکترونیک پول درمی آورند که مکان مشخصی ندارد.

کنیچی اوهما، کارشناس ژاپنی، فضای اینترنتی را «قاره جدید» می خواند که کاوشگران کارآفرین به ثروت می رسند، اما کمتر کسی درباره ناحیه جدید ثروت آفرینی در فضای بیرون از زمین فکر می کند، یعنی حدود ۲۰هزار کیلومتر بالای سطح زمین. شاید این تحول مهم ترین نقطه عطف در این لحظه تاریخی باشد. ماهواره های موقعیت یاب جهانی امروز کلید همزمان سازی زمان دقیق و جریان های اطلاع رسانی از مکالمه با تلفن همراه گرفته تا استفاده از دستگاه های خود پرداز هستند. با این ماهواره ها می توانیم مسیر دقیق انتقال اجناس را از کارخانه تا بازار ردیابی کنیم.

این امر برای بهره وری و امنیت اهمیت فراوانی دارد. طولی نمی کشد که این ماهواره ها شبکه مرکزی هدایت انبوه هواپیماهای مسافربری در آسمان خواهند بود. ماهواره های مراقب آب و هوا می توانند بهره وری کشاورزی را افزایش دهند و با پیش بینی دقیق تر، نسبت به وقوع بلایای طبیعی هشدار دهند. این ماهواره ها در زمان مقرر در اختیار همگان قرار خواهند داشت و ثروت را گسترش خواهند داد. الجزایر، پاکستان و نیجریه ماهواره های کوچکی به وزن کمتر از ۵۰ کیلوگرم خریده اند که با هزینه اندکی پرتاب می شود.

خانواده

* این تحولات چه تأثیری بر زندگی شخصی ما دارد، به خصوص خانواده؟

- در نیم قرن گذشته خانواده با سرعت زیادی تطور یافته است. در روزگار دوران قبل صنعت، بیشتر خانواده ها چند نسلی بودند و مسئولیت های متعددی داشتند؛ مدرسه بچه ها بودند و بیمارستان سالمندان، مکان کار بودند، با انقلاب صنعتی، خانواده تا سطح خانواده هسته ای تک نسلی تنزل یافت. بچه ها به مدرسه رفتند، پدران به کارخانه و بیماران به بیمارستان و پدر و مادر بزرگ ها در جای دیگر ساکن شدند. کارکردهای سابق خانواده ها حذف شد.

با این حال، کارکردهای بسیاری بار دیگر به خانه باز خواهد گشت. آموزش در خانه در آمریکا در حال گسترش است. در این کشور بیشتر بچه ها استفاده از کامپیوتر را نه در مدرسه که در خانه یاد می گیرند. اشتغال والدین در خانه، حداقل به صورت پاره وقت، افزایش خواهد یافت. فعالیت های تولیدی- مصرفی بیشتر مراقبت های پزشکی را از بیمارستان به خانه منتقل خواهد کرد.

پایان شغل

* آیا اشتغال متحول خواهد شد؟
- البته و نه فقط از طریق فعالیت تولیدی- مصرفی. شاید از این نظر شاهد پایان اشتغال باشیم. شغل همیشه وجود نداشته است. رابطه منظم بین کارگر و کارفرما که معمولاً براساس شمار ساعات کار انجام شده در قبال حقوق معینی است، یک اختراع تاریخی جدید است. بیشتر نیاکان ما شغل به این مفهوم نداشتند. برده یا خدمتکار وجود داشت که عمدتاً به طور فصلی کار می کردند نه ساعتی.

آنچه اکنون شاهد هستیم، تحول روابط رسمی کار به انواع ترتیبات شخصی است. کار به صورت طرح است که به شخص یا به گروه داده می شود. شخصی یا گروه نیز در ازای مقدار معینی پول این کار را می کند. گروهی برای انجام کاری دور هم می آیند، بعد پراکنده می شوند و بعد در چارچوب گروه های دیگر برای طرح های دیگر گرد هم می آیند. می توان در قالب خانواده در خانه کار کرد، درست مثل دوران پیش از صنعت. مانند خانواده، تجربه و کار بسیار متنوع خواهد بود؛ هم از نظر ماهیت کار و هم محل انجام آن.

راهبرد دو مسیر چین

* بیشتر انگاره ها در مورد آینده چین براساس پیش بینی خطی رشد جاری سریع آن است. آیا به نظر شما این گونه است؟
- استنتاج مستقیم و خطی مطمئن ترین راه برای اشتباه است. این امر به خصوص در مورد چین درست است. در طول ۲۰ سال آینده، احتمال زیادی وجود دارد که نوعی تلاطم اجتماعی عمده رخ دهد که تمام پیش بینی هایی از این دست را در بوته پرسش فرو خواهد برد. مسلماً دولت جدید چین به ریاست جمهوری هوجین تائو آمار رسمی ۷۴هزار مورد ناآرامی را در سال گذشته، علامت هشدار برای فوریت برخورد با فساد، نابرابری و مسائل زیست محیطی قلمداد کرده است.

در عین حال، رهبری چین به خوبی می داند اگر بخواهد موفق شود، نیاز دارد به سوی نظام دانش محور موج سوم حرکت کند. درواقع آنان روش متوالی تفکر در مورد توسعه را متحول کرده اند، یعنی اول کشاورزی، دوم صنعت و بعد فناوری پیشرفته. چینی ها با توسعه همزمان جامعه صنعتی و اطلاع رسانی در حال حرکت به جلو هستند.

بله، با داشتن نیروی کار ارزان، آنان به کارخانه جهان تبدیل شده اند اما نمی خواهند پیش از ورود به موج سوم، وارد مرحله جامعه صنعتی شوند. این راهبرد دو مسیری به شکل گیری یکی از پیشرفته ترین زیرساخت های مخابراتی در جهان انجامیده است. چینی ها سرمایه گذاری های هنگفتی در تحقیق و توسعه کرده اند و هر سال صدها هزار مهندس را فارغ التحصیل می کنند. به طور خلاصه، رهبران چین به خوبی آگاه هستند سرعت، سلاح مهم توسعه است. برای پیروزی باید جلوتر از بازی قرار بگیرند. هند نیز این توسعه دو مسیری را پذیرفته و از چین پیروی می کند.

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ