روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

 

 

 
 
دانش بومی...

پژوهشگران جهان سوم اغلب به شکل زیادی دانش بومی مردم خود را انکار می کنند. تعصب آنها تا حدود زیادی ریشه در نظریه های دانشمندان علوم اجتماعی اروپا و آمریکای قرن نوزدهم دارد که تا به امروز بر طرز تفکر کشورهای جهان سوم به ویژه بر تحصیل کردگان غیرغربی سایه افکنده است. این در حالی است که نمونه های زیادی از مطالعات و پژوهشهای علمی، اعتبار و کارایی دانش محلی را به اثبات رسانده است.تحصیل کردگان علوم جدید باید بپذیرند علمشان برتر از دانش بومی مردم محلی نیست وگاه خیلی هم کمتر است. بنا براین مصلحین روستایی برای برنامه ریزی و یا هر طرحی که می خواهند در روستا پیاده کنند، بایستی از مردم بومی جهت شناخت محیط و نیازهای آن و برطرف نمودن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت  از متخصصین بومی  به ویژه رهبران محلی کمک بگیرند.

حال موقع آن رسیده است که اندیشمندان و تحصیل کنندگان علوم جدید به نقاط ضعف خود در خصوص علم به ساختارها و نیازهای روستاها اعتراف نمایند.در زیر به چند نمونه از نقاط قوت دانش بومی اشاره می شود.

یکی از ویژگی های برجسته سیستم کشاورزی سنتی در کشورهای درحال توسعه در سراسر جهان داشتن درجه بالایی از تنوع زیستی است. این سیستم کشاورزی سنتی در طول قرن ها  از طریق تکامل فرهنگی و زیستی پدیدار شده و از انباشت شدن تجارب کشاورزان بومی  و تعامل با محیط زیست، بدون اخذ سرمایه از خارج از محیط خود و یا داشتن علمی مدرن با استفاده از اختراع  خودو داشتن دانش تجربی و منابع موجود محلی به وجود آمده است.(Chang,1997-Grigg,1974  )

کشاورزان سنتی غالبا” با سیستم های کشاورزی پایدار، بازده بیشتری نسبت به سیتم مدرن دارند. تنها در آمریکای لاتین کشاورزان توانسته اند، به تنهایی بیش از دو ونیم میلیون هکتار به صورت چند کشت ، تحت کشاورزی سنتی  با استفاده از سیستمهای کشاورزی  خاک، جنگل  و غیره به زیر کشت برده و با پیروزی بر دشواری محیط موفق شده اند.(Harwood,1979 )

هنوز بسیاری از اکوسیستم کشاورزی سنتی در سراسر آند، میسو، آمریکا و مناطق استوایی  رعایت می شوند. این اکوسیستم کشاورزی می تواند یک زنجیره از واحدهای مجتمع کشاورزی و طبیعی و نیمه طبیعی دیده شود که  در آن اکوسیستم های طبیعی جمع آوری گیاه و تولید محصول را به طور جدی دنبال می کند. منابع گیاهی به طور مستقیم توسط گروههای انسانی شکل گرفته و در نتیجه تحت تأثیرفرهنگهای خاص و اشکال آنها از دانش پیشرفته ، از تکامل بخشی بیشتری برخوردار است.(Nabhan,1983 )

شاید بیشترین چالش برای پی بردن به چگونگی حفظ سنتی دانش کشاورزان، حفظ و مدیریت تنوع زیستی و به رسمیت شناختن پیچیدگی سیستمهای تولید باشد.البته امروزه پذیرفته شده که دانش بومی قدرتمندتر و مکمل  دانش غربی است.

نخستین کسی که در خصوص واحدهای زراعی سنتی(بنه)  نوشته ، آقای صفی نژاد است که کتابی تحت همین نام در خرداد سال 1351 به رشته تحریر در آورده و تا کنون چاپ پنجم آن با تجدید نظر کلی چاپ شده است..در واقع می توان نام ایشان رابه عنوان مبدع «بنه ها» در تاریخ ایران زمین ثبت کرد.

 مؤلف کتاب حاضرساختار های  بنه را در آخرین سخنان خود در پاییز سال 1378 در کیهان فرهنگی آورده است. آنچه در زیر می آید برگرفته از سخنان ایشان در این مجله است.

این واحدها به عنوان یک واحد پیچیدۀ کشاورزی که دارای حق مشخص آب و زمین و دارای مدیریت کشاورزی بود، توسعه پیدا کردند.کارکرد اصلی بنه بهره برداری مؤثر و صرفه جویانه از منابع کمیاب  آب بوده است، اما از آنجا که زندگی در روستا با جنبه های کشاورزی اش عجین بوده، بنه ها الزاماً در تمام جنبه های زندگی اقتصادی- اجتماعی روستا دخیل بوده اند. اعضاء بنه بر اساس روابط اجتماعی- اقتصادی با هم مرتبط بوده بر اساس آن یکپارچگی و اتحاد فرهنگی به وجود می آورند.خویشاوندی و هم خانوادگی نیروی زیادی در تشکیل بنه ها داشت.

معروف ترین این واحدهای سنتی به نامهای بنه در تهران، صحرا در خراسان، هراسه در شیراز و کرمان نامیده می شدند.موجودیت بنه ها بر اساس همکاری و تعاون استوار بود. که این همکاری گاهی دامنه اش از کار در صحرا می گذشت و به همکاری  نزدیک خانواده ها  راه می یافت. زیرا هر واحد تولیدی( هراسه) نسبت به مقدار آبی که در اختیار داشت زمینهای زیر کشتش تغییر می نمود و موجب تغییر در اعضای آن می گردید.

بین اعضای هراسه تقسیم کار وجود داشت و پس از برداشت محصول طبق عرف محل سهم هر یک از عوامل(زمین، آب، بذر،شخم و نیروی کار)مشخص می گردید. یک نمونه از هراسه ده کشکوئیه در منطقه کم آب بافت کرمان است. دراین منطقه  کم باران است و اگر احیانا” بارانی هم می بارید به سمت جیرفت می رفت.تأمین آب منطقه از طریق حفر قنات است. به علت کمی بارش باران مردم منطقه از دوران گذشته برای بهره برداری  از زمین کشت جمعی را انتخاب می نمودند. این نظام تا قبل از اصلاحات ارضی وجود داشت و هراسه نام داشت. بعد از اصلاحات ارضی بنه ها تغییر شکل دادند ولی ساختمان اساسی آنها در یک منطقه جغرافیایی تقریبا” یکسان است.

نظام تولید زراعی در بافت کرمان( هراسه):در این مناطق گردش آب بر اساس 6شبانه روز یک بار شکل گرفته و هر شبانه روز آب قنات24 ساعت را یک دانپ برابر 16 حبه برابر16 شاهی محاسبه می کنند.یک حبه زمین مقدار زمینی است که در حالت معمولی حدود45 کیلوگرم تخم دارد.بنا براین ده به شش دانگ تقسیم می شود. هر دانگ دارای یک شبانه روز آب است که اصطلاحا” آن را«دمن» می گویند.قبل از اصلاحات ارضی در هر دمن بین  4 تا 10 نفر شریک بودند. اگر قنات ده کم آب بود در زمینهای زیر کشت فقط 4 نفر به کار مشغول می شوند و اگر آب افزون می گشت بین 5  تا 10 نفر افزون می شدند.

اگر آب قنات کم بود زمینهای زیر کشت هر شبانه روز به دو جفت گاو کار جهت شخم و خرمنکوبی نیاز بود. هر جفت گاو را در اصطلاح محلی«یک بند گاو» می گویند.در صورت آماده شدن این عوامل و در رابطه با هم شروع به کار می کردند، هراسه ای ایجاد می گردید که به مدت یکسال زراعی اعضای آن دارای فعالیت مشترک بودند. معمولا” دهقانان مالک گاو نیز بودند. یعنی هر هراسه به شکل گاوبندی اداره می شد.4 نفر عضو هراسه دارای دو بند گاو نیز بودند.پس باید هر دهقان مالک یک گاو هم باشد.

تقسیم محصول

زمینهای هراسه اغلب زیر کشت گندم و جو بودند و به شرح زیر تقسیم می گردید:

مباشر10 درصد، دشتبان  5 درصد،خوک زن3 درصد، خرمنکوبی 5 درصد، شخم 5 درصد مجموع این تقسیم 28 درصد می شود. پش از برداشت این 28 درصد، 72 درصد دیگر باقیمانده به سه تقسیم شده، دو قسم(48 درصد) به مالک بابت آب و زمین و بذر و کود و سرپرستی تعلق گرفته و یک تقسیم(24 درصد) به دهقانان عضو هراسه تعلق می گرفت. از طرفی نیمی از سم مباشر(5 درصد) به سهم دهقانان اضافه می شد. بنا بر این29 درصداز کل محصول به 4 نفر دهقان تعلق می گرفت و سهم هر دهقان عضو هراسه از محصولات پاییزه25/7 درصد بود.

هراسه های ده کشکوئیه بافت:این ده به دلیل کمی آبش دارای 4 هراسه بود و از طرفی چون کلیه املاک ده شش دانگ و هر دانگ به 16 حبه یا سهم تقسیم می گردید،ده مجموعا” دارای 96 حبه یا سهم محاسبه گردید. مدار گردش آب 6 روز یک بار بود و هر هراسه دارای5/1 شبانه روز آب بوده و دو گاو بند( چهار رأس) نیروی شخم آن را تشکیل می داد و با هر بند گاو یک نفر کار می کرد که او را «زعیم» می نامیدند.

زمین زیر کشت هر هراسه به دو قسمت«کشت پاییزه» و« کشت بهار» تقسیم می گردید. سطح کشت پاییزه13تا 14 هکتار که 8 هکتار آن به کشت گندم و 5تا6 هکتار بقیه به کشت جو اختصاص داشت. کشت بهاره حدود نصف کشت پاییزه بود . اغلب به کشت سیب زمینی، پیاز، نخود، ارزن ، هندوانه و.... اختصاص داشت که کشت نخود ارزانتر و مهمتر و بیشتر از دیگر محصولات بود.

نیروی کار:هر هراسه بیش از ده عضو نداشت و در مجموع ده دارای8 زعیم بود، از 8  نفر زعیم  یک نفر رئیس دیگران بود و به « سر زعیم» معروف بود و به او «شحنه» نیز می گفتند.

هر زعیم با یک بند گاو(دورأس) کار می کرد و یک مرد حساب می شد. علاوه بر دو زعیم که عضو هراسه بودند تمامی خانوار هر دو عضو هراسه پشتوانة نیروی کار هراسه محسوب می شدند.اعضای خانواده از پیر تا جوان  به ویژه هنگام وجین شرکت داشتند.کار وجین بیشتر با زنان و دختران بود و درو را به طور مشترک( بیشتر مردان) انجام می دادند.رسیدگی به دام، نان پزی، تهیه غذا و دوخت و دوز را هم زنان انجام می دادند. کار خاص مردان آوردن هیزم و بوته خار(جاز) از جنگل و بیابان برای نان پزی بود و نیز آبیاری مزرعه، زمین بندی و خرید و تهیه اجناس مورد نیاز( اغلب از شهر) را مردان انجام می دادند.

خرمن و خرمنکوبی: این کار توسط زارعان صورت می گرفت. کوبیدن خرمن با گاو صورت می گرفت و چرخ خرمن کوب(گرجین) برخلاف بسیاری از مناطق  دیگر که دارای پره های آهنی بود ، پره های چوبین داشت که نجار محل آن را می ساخت.پس از این مرحله نوبت به جداسازی دانه از کاه می رسید. ارباب یا مباشر شخصا” در مهر کردن خرمن(زاع) نظارت می کردند و هنگام شکستن زاع خرمن نیز مجددا” نظارت می نمودند.پس از خرمن کشی  شحنه یا سر زعیم ناهار می داد که آن را «چاشت خرمن» می گفتند.

توزین خرمن با مراسمی خاص انجام می گرفت ، و وزن کننده را وزان می گفتند. او در فاصله کشیدن هر وزن به شماره های وزن با لهجه محلی با صدای نسبتا” بلند همراه با اشعار مذهبی تکرار می کرد مثلا” می گفت یک: اول بنام خدا ، اول به نام خدا ....، دو: دو نیست خدا، دو نیست خدا....، سه: سبب ساز کارها، سبب ساز کارها، چهار: چاره درماندگان...و...

تقسیم محصول:محصول به دست آمده  پاییزه هراسه ها به 10 قسمت تقسیم می شد. سه قسمت سهم زعیم ها(انصبا) و 7 قسمت سهم ارباب( منال) می گردید.سهم اعضای هراسه به جای 8 به 9 قسمت تقسیم می گردید و یک قسمت به سرزعیم یا شحنه می رسید.سرزعیم هم باید در ازاء این سهم اضافی کارهای ارباب مثل آوردن هیزم، برف روبی، تمیز کردن طویله و... را انجام می داد که بدان« قلون» می گفتند.

تقسیم محصولات بهاره: محصول بهاره به سه قسمت تقسیم می شد. دو سوم سهم ارباب و یک سوم به زارعان تعلق داشت.در بهاره کاری تهیه بذرو مخارج زراعت  به عهده ارباب بود. ولی کود لازم ونیرو کار و حمل و نقل آن از وظایف اعضای هراسه بود.

هر زعیم با دورأس گاو کار یک مرد حساب می شد ولی اگر زعیمی گاو نداشت می بایست برای انجام شخم زدن و خرمنکوبی گاو مورد نیاز را تهیه و به کار می گرفت. در این شرایط سهم زارع بدون گاو سه قسمت می شد دو قسمت متعلق به او و یک قسمت باقیمانده«سهم گاوکاری» به صاحب گاو تعلق می گرفت.

سهم بران هراسه

علاوه بر اعضای رسمی هر هراسه اعضای دیگری نیز مستقیما” از محصول می بردند.این سهم بران در درجه اول مرسوم کاران یا نجار، آهنگران، ، سلمانی(دلاک) بودند. سهم بران دیگر اهمیت مرسوم کاران را نداشتند.سهم مرسوم کاران معمولا” قبل از تقسیم برداشته و بدانها داده می شد.مرسوم کاران به ترتیب اهمیت عبارت بودند از:

1-                 آهنگر: آهنگران ابزار و وسایل مورد نیاز هراسه را در طول سال به تدریج تهیه و در اختیار آنها قرار می دادند و نیم درصد محصول(جو، گندم و کاه) را به عنوان دستمز می گرفتند.هر آهنگر معمولا” کار جند ده را انجام می داد و لذا جایی سکونت می کرد که بین چند ده باشد.

2-                 نجار: وضعیت نجار شبیه به آهنگر است. آنان سالیانه ابزارهای چوبی هراسه را می ساختند و مجانا” به هراسه ها می دادند و در هنگام یرداشت نیم درصد محصول گندم و جو و حدود یک بار کاه مزد می گرفتند. نجاران نیز مثل آهنگران کارهای نجاری چندین ده را بر عهدهداشتند.

3-           سلمانی: در ده کشکوئیه سلمانی، حمامی، دلاک، حجامت کن، دندانپزشک ده یک نفر بود.سلمانی کارهایی چون آرایشگری ، تمیز کردن و آماده نمودن حمام، کشیدن دندان، تیغ زدن بدن( حجامت) و ختنه پسرها را انجام می داد. هم چنین سلمانی در مراسم  عاشورا ، عزا و شادی و جشنهای مختلف پذیرایی چای و شیرینی، آشپزی، ترتیب توزیع غذا و خلاصه چرخاندن مجالس سرور و عزا به دست سلمانی بود.

سلمانی هر هراسه سهم خاصی داشت. در ده کشکوئیه سهم سلمانی همانند نجار و آهنگر بود.ارباب هم از سهم خودش کمکهایی به سلمانی می نمود.

4-                 دشتبان: دشتبان مسؤل محصولات کاشته شده در تمامی ده بود. وظیفه او این بود که در طول سال به صورت شبانه روز مواظب زراعت باشد تا چارپایان و حیوانات وحشی باعث تخریب محصول نگردند و از سرقت های احتمالی جلوگیری می نمود.حقوق دشتبان قرار دادی بود.زارعان ده نان سال دشتبان را می دادند. زن ارباب و سرزعیم ها کارهایی به زن دشتبان واگذار می کردند. از دیگر کارهای زن دشتبان آب دادن به محصول و وجین کاری بود. گاهی با موا فقت اعضاء  هراسه،سر زعیم قطعه زمین کوچکی حدود چند «قصب»(برابر با 25=5×5  متر مربع) جهت کشت در اختیار دشتبان می گذاردند که محصول آن برای خودش بود.

5-                 کدخدا:  کدخدا ممکن بود کدخدای چند ده باشد و لذا از همه هراسه ها سم می برد مثلا” در ده کشکوئیه کدخدا از هر دانگ ده 5/2 من گندم سهم می برد. یعنی از هر هراسه(5/1 دانگ)75/3 من سهم می برد. و چون ده شش دانگ یا چهار هراسه داشت، جمع سهم کدخدا15 من می شد.

6-                 لوطی: لوطیان هنگام برداشت  محصول سر خرمنها رفته و به شاد کردن مردم می پرداختند و مقداری محصول بسته به حالت روحی سر زعیم، به رسم پیشکش می گرفتند.

7-                 خوک زن: افرادی را در مناطقی که گراز داشت انتخاب و با او قرارداد می بستند و از نظر جنسی به او کمک می کردند.  در ده کشکوئیه دستمزد خوک زن را نصف سهم دشتبان تخمین می زدند.

8-                 درویش: هنگام برداشت خرما و دیگر محصولات بر سر خرمن رفته وبا خواندن اشعار مذهبی قدری گندم، جو یا کاه می گرفتند.

9-                 سید: سید که با بستن شال سبزی موقعیت خود را مشخص می نماید. به هنگام  برداشت محصول به خرمنهای مختلف  مراجعه می کرد و وضعی تقریبا” شبیه درویش دارد.

10-             دروگر: دروگران اعضای هراسه ها بودند که با خانوادة خود در فصل درو به درو می پرداختند، اکثریت آنان مرد بودند. البته زنان هم فعالیت داشتند. مسؤلین آب دادن به درو گران زن دشتبان بود.مزد هر دروگر در روز سه من گندم بود.

11-             مباشر: مباشر که بعد از خان ، خود یک ارباب بود، پس از جمع آوری سهم ارباب، سهم خود را از سهم ارباب برمی داشت.حداقل یک بیستم و حداکثر یک دهم از سهم ارباب به مباشر می رسید.

12-             خوشه چین: در هنگام برداشت«دسته پشته» یا ( جمع آوری محصولات درو شده با اجازه و زیر نظر « سرکار» که از طرف مالک برای جلوگیری از حیف و میل محصول به طور موقت تعیین می شد و مزد او از میانه( قبل از تقسیم محصول) پرداخت می شد.برای خوشه چینی ابتدا زن سرزعیم با نخوت خاصی آغاز می کرد و بقیه به دنبالش بودند. پس ماندة زن سر زعیم به دیگران می رسید.

تعویض افراد به هر دلیلی به وسیله مباشر به فرد در مهر ماه اعلام می شد. حکم عزل توسط ارباب نوشته می شد و توسط مباشر به فرد تحویل داده می شد.

پیش کش: زارعان برای تحکیم موقعیت خود نزد ارباب  چیزی( اغلب حیوان) به عنوان پیش کش برای او می بردند.به آن تقدمه می گفتند.

پاداش: هراسه ای که محصولش از نظر کمی و کیفی بهتر از دیگر هراسه ها بود، ارباب مقداری جنس( گندم، جو، پارچه، لباس و...) به عنوان پاداش و انعام نقدی به اعضای هراسه می داد.

مساعده: اعضای هراسه اگردر طول سال نیازمند چیزی می شدند، ارباب ماهیانه مقداری پول و گندم بدانها می داد و در هنگام برداشت محصول از سهم آنان کسر می گردید.مساعده ای که ارباب به زارع می دادف«جیره» می نامیدند. اگر ارباب کمک نمی نمود، زارع دست به دامن کاسب ده شده و مجبور می شد، محصول خود را (سلف) بفروشد.

گاهی اگر زارعی خوب کار می نمود یا سفارشی برای او می شد، ارباب جیره داده شده را به او می بخشید.

آیش:در ده «رهن» بافت هر هراسه سه طاق(36 ساعت) آب داشت، زمین ها در سه آیش کشت می شد و هر هکتار را برابر60 من(3کیلو) بذر پاش می دانستند.

در دهاتی که زمین های آنها از وسعت بیشتر برخوردار بود از یک تا پنج سال آیش می شد.

نذر: در صورت وقوع حوادث زمینی و آسمانی مانند باران بی موقع،سیل، هجوم ملخ و آفات دیگر ، یکی دو رأس گوسفند به عنوان نذر به حساب کل در آمد هراسه تهیه کرده و پس از کشتن گوسفند گوشتش بین افراد تقسیم می شد.

وضع بنه( هراسه) پس از اصلاحات ارضی: املاک تقسیم شده بین صاحبان نسق ها و خرده مالکان سابق برخی مفروز و بعضی مشاع است.

عضویت در بنه یک پایگاه اجتماعی به سهم بران می داد که مقدار نفوذش را در زندگی اقتصادی- اجتماعی روستا معین و مشخص می کرد.

بنه ها، به عنوان یک مجموعه از چند خانوار که بر همه چیز روستا تأثیر می گذاشتند، تشکیل می شد تا پاسخی به فضای سخت کم آبی باشد.البته در ممسنی و استان کهکیلویه و بویراحمد بنه ها  به خاطر وجود کم آبی نبود که در صفحات بعد پیرامون آن بحث خواهیم کرد.

در برخی از مناطق استان فارس ، قبل از اصلاحات ارضی تمام منابع موجود در یک روستا بین بنه ها تقسیم می شد. هر خانوار قطعه زمینی را در چارچوب بنه دریافت می کرد. هر قطعه زمین دارای حق آب مخصوصی بود. درصورت ازدیاد جمعیت، مقدار آب و زمین بنه ها را زیاد می کردند یا اینکه بنه های جدیدی به وجود می آوردند.

اندازه، ساخت و تعداد بنه هادر هر روستا به وسیله آب موجود، مقدار زمین قابل کشت، تعداد  سهم بران روستا و میزران در دسترس بودن گاو جهت شخم معین می شد. این اندازه و ساخت چیزی دائمی نبوده بلکه دائماً در حال تغییر و تحول بوده است.

اساساً هر بنه از شش نفر تشکیل می شده است. هر بنه تحت کنترل یک شخص به نام«سربنه» بوده است. این فرد توسط مالک یا مباشر انتخاب می شده است. سربنه بایستی فردی متخصص و با سابقه در امور کشاورزی باشد. هر سربنه دارای دو دستیار به نام« وربنه» بوده است که توسط سربنه انتخاب می شدند. این افراد اغلب از قوم وخویشان و اعضای خانواده او انتخاب می شدند.گروه اصلی بنه که در پایین هرم قرار داشتند ، زارعین بوده است.( لهسایی زاده، 1382، 82  به نقل ازا(Azkia,1980, 37:

وظایف مهم سربنه ها ، علامت گذاری بنه خودش، تعیین محصول برای هر قطعه از زمین و تعیین اعضاء بنه، هماهنگی در امر آبیاری، تهیه بذرها و بستن قرارداد با کارگران فصلی مورد نیاز بنه از دیگر وظایف اوست.

در طول سال وظایفش عبارت است از سرپرستی برداشت محصول و خرمنکوبی، کنترل در تقسیم محصول و بالاخره میانجیگری بین اعضاء بنه.

وربنه ها کمک کار سربنه هستند. وظایف اصلی وربنه ها عبارتند از: مرزبندی براساس دستور سربنه، آبیاری مزرعه، آوردن کود به مزرعه، پاسداری مزرعه در دوران کشت، برداشت محصول تابستانه و بلاخره کنترل کار زارعین.

کار سخت کشاورزی برعهده زارعین است که مدت چندین ماه این کار را برعهده دارند.

چنانچه در سطور گذشته اشاره کوتاهی گردید که در جنوب ایران در بخشی از استان فارس و کهکیلویه و بویراحمد بنه پاسخی به کم آبی نیست ، زیرا این مناطق دارای مسئله کم آبی نیستند.

در بین روستاییان شهرستان رستم فارس به ویژه بخش مرکزی (رستم1) بنه را «بنک» می گویند و به سربنه ، «سربنک» گفته می شود. بنک ها به دو صورت نصفه کاری و «بهری» کار خود را ادامه می دادند. بهری مربوط به دوران گذشته بوده و نصفه کاری به دهه های اخیر و حال مربوط می گردد.

«بهری» بدینصورت بود که صاحب زمین افرادی راجهت برنجکاری با خود شریک می نمود. قرارداد کتبی یا شفاهی بین طرفین رد و بدل می شد. سهم بندی یا به اصطلاح محلی«بهر» بدینصورت بوده است. هر فرد یک سهم، هرگاو جهت خیش یک سهم، زن کدبانو ی بنک یک سهم، بعضی موارد خر تخم کش یک سهم، زمین یک سهم .

نحوه تقسیم بدینصورت بوده است که در پایان پس از کسر یک دوازدهم جهت سهم آبیاری به آبیار ،  و افراد دیگری که بدانها اشاره خواهد شد، بقیه بین اعضا بر اساس سهم تقسیم می گردید.البته این سیستم به بعد از اصلاحات ارضی مربوط است. قبل از اصلاحات ارضی پس از پایان کار ،محصول در خرمن جمع و مأمورین خان به سر زمین آمده و تخمین می زدند که چه میزان محصول به دست آمده و چه مقدار هم باید به انبار خان برود. تحقیقات ما نشان می دهد که این تخمینها به طوری بوده است که چیزی برای صاحبان زمین و شرکاء باقی نمی ماند و گاه نیز کم می آوردند که ما بقی را باید در زمینهای خان و جاهای دیگر بیگاری  می کردند.

نوع دیگر نظام بهره برداری در منطقه یاد شده نصفه کاری است که در دوسه دهه اخیر رایج شده است و آن بدینصورت است: زمین به فردی نصفه کاری داده می شود. نصف تمام نهاده های کشاورزی را صاحب زمین و نصف دیگر را نصفه کار می داد. در پایان نصفه کار پس از کسر یک دوازدهم حق آبه ، بقیه را نصف کرده، یک نصف به صاحب زمین و نصف دیگر نیز بین افراد تقسیم می گردد.

یکی از کارهای خارق العاده ای که مردم این دیار در تابستانهای گرم قدیم و در صحرای برهوت برای خنک کردن آب می نمودند تهیه چاله های سرپوشیده بود که آب را به درونش ریخته و بالای سر آن را سایه ای قرار می دادند. آب خنک شده و قابل خوردن بود.

وجین کاری، آبیاری و سرکشی معمولاً برعهده آبیار است که در اغلب اوقات همان صاحبان زمین این کار را انجام می دهند.(یوسفی، 1372 )

نوع دیگر کشت برنج، کشت مستقیم است که زمین پس از آماده شدن بذر پاشی می شود. در دهه های گذشته در بویراحمد این کشت رواج داشت.

آنچه در خصوص مبانی قشربندی و نظام بهره برداری در رستم1 به ویژه شهر مصیری و روستاهای اطراف بیان شد، نوعی سیستم کشت است که اکنون رواج دارد و ما در آنجا از سلسله مراتب چیزی بیان نکردیم.

قشر بندی اجتماعی قبل از اصلاحات ارضی

در رأس هرم خان(ارباب) قرار داشت. پس از او خرده خوانین ، بعد از آنان مباشر، سپس کدخدا،زارعین ودر پایین هرم خوش نشینان قرار داشتند. خوش نشینان عبارت بودند از کسانی که زمین نداشتند. و کاسب ها و گروهای دیگر را نیز می توان در گروه آنان قرار داد.

در خارج از هرم و چسبیده به پایین هرم ،گروههای مطرود و نیمه مطرود قرار داشتند. این عده شامل مطربان، نوازندگان، آهنگران، سلمانی می شدند.

در بویراحمد و کهکیلویه، چهار محال و بختیاری و شمال خوزستان  در کنار خوانین، سادات از نفوذ معنوی خاصی برخوردار بودند.یکی از این روحانیون برجسته حضرت آیت الله فخرالسادات تقویان است که  به «آقای« فخر معروف است . او از سادات امام زاده علی کهکیلویه  است. حداقل هر سال یک بار به خانه ارباب معروف ممسنی( حسینقلی خان رستم)  سر زده و او را نصیحت می نمود. بنا به روایت راویان محلی، خان از او می ترسیده است.[2]

زمین ها کاملا” متعلق به خان بود و زارعین صرفا” صاحب نسق بودند.مردم خودشان زمین را می کاشتند. در واقع از عوامل پنجگانه کشت، تنها زمین مربوط به خان بود. که البته آن هم به غصب گرفته بود. چه بسیار افرادی که هکتارها زمین پدری داشت و زمینش را به اطرافیانش و کسانی که برایش کار می کردند، می داد.

تقسیم محصول: قبل از درو گندم افراد خاصی  محصول را تخمین می زدند و یک نفر آن را  در دفتری یاد داشت می نمود.این تخمین «ذهنی» بود ودر اصطلاح محلی می گفتند « زین زنان زمین را زین زدند». تخمین یا زین بستگی به انصاف افراد داشت. افرادی از اطرافیان خان محصولات را  زیادتر از آنچه بود اعلام می کردند ولی در دفتر کم نوشته و هنگام انتقال به انبار خان آن را به خانه خود می بردند. در مجموع در مصیری و روستاهای اطراف طوری تخمین می زدند که افراد بدهکار هم می شدند. در سال1365 در شهر شیراز از یکی از افرادی که منطقه را ترک نموده بود، سوال شد که چرا خود را آواره شهر نمودی و بر زمین و خاک پدری ات نماندی؟ جواب داد.« شالی را درو کردیم و تخمین زنان آن را بسیار بیشتر از آنچه مصول داده بود، نوشته بودند. همه محصول را تحویل دادیم و برای جبران مافات 90 روز در زمینهای خان «مور «[3] کندیم به طوری که دستهایمان پینه بسته بود. چرا باید می ماندم و بیگاری می کردم؟

بهره مالکانه  توسط حبیبی فهلیانی در ممسنی چنین گزارش شده است:

 بهره مالکانه برنج نصف محصول است.

ذهن(حقوق مالکانه) گندم و جو و تریاک .بک سوم وحبوبات و تنبا کو نصف

از1277 تا 1326 شمسی بهره مالکانه از بز و میش سهم خان5% است .گاو میش  ماده سرانه سالانه 2من(14 کیلو گرم)، گاو ماده  یک من ، ورزا(گاونر) سری 5 قران، گاومیش نر سری یک تومان، بز و گوسفند سری یک قران، شتر سری یک تومان، قاطر سری یک تومان

از 1326 تا1342 مجددا روش سرانه دام تغغیر یافت و به هر گله یک صد رأسی در حدود30000 ریال مقرر گردید.( حبیبی فهلیانی،85-84 )

در روستای حاجی کچل( حاجی کوهی) دو نوع مالیات( بهره مالکانه) وجود داشته است. یکی در کشاورزی که تقریبا” در تئوری5% بوده است.و در

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ