روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

حمدرضا بایرامی اولین رمان روستایی غیرچپ ما را نوشت

» سرویس: فرهنگی و هنری - ادبیات و نشر

کد خبر: 92072716747

شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۸

 

در مراسم رونمایی از آخرین کتاب منتشرشده‌ی محمدرضا بایرامی، از این نویسنده به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر نام برده شد. همچنین گفته شد، رمان «کوه مرا صدا زد» اولین رمان معاصر روستایی غیرچپ ایرانی است.

به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مراسمی رونمایی از رمان نوجوان «سنگ سلام» محمدرضا بایرامی که امروز 27 مهرماه در بنیاد ادبیات داستانی برگزار شد،‌ حسین فتاحی درباره تازه‌ترین رمان منتشرشده این نویسنده، به تفاوت‌های این رمان با دیگر رمان‌های بایرامی اشاره کرد و گفت: معمولا وقتی رمانی نوشته می‌شود، به واسطه شخصیت‌ها مضامین باز می‌شود و کل رمان‌های دنیا همین‌گونه است، اما در دو سه کار اخیر بایرامی خصوصا «سنگ سلام» ما می‌بینیم که ماجراها خیلی ساده شروع می‌شوند، ولی وقتی داستان به جلو می‌رود، به دنیاهای فرعی برمی‌خوریم که اتفاقا آن‌ها مضامین را باز می‌کنند.

این نویسنده ادامه داد: به نظر می‌رسد در «سنگ سلام» با فرم تازه‌ای از ساختار نوشتن رمان مواجه هستیم. خلاصه داستان رمان خیلی ساده است، ولی چیزی که ما را به مضمون اصلی مورد نظر رهنمود می‌کند، دنیاهای حاشیه‌یی است. فکر می‌کنم بایرامی در این رمان خیلی به فنون تازه نزدیک شده است که این فرم در دیگر رمان‌ها کم‌تر دیده شده است، به خاطر همین به او تبریک می‌گویم.

 

رمان محمدرضا بایرامی

در ادامه این نشست، احمد دهقان، بایرامی را از تأثیرگذارترین نویسندگان فعلی ایران خواند و گفت: اگر بخواهیم چند نویسنده تأثیرگذار معاصر کشور را نام ببریم، یکی از آن‌ها محمدرضا بایرامی است.

این نویسنده سپس به مشخصه‌های بایرامی در زمینه نوشتن اشاره کرد و گفت: بایرامی در نوشتن بسیار ثابت‌قدم است و در دو راه یعنی نوشتن درباره جنگ و رمان غیرجنگی که عمدتا روستایی است، قدم برداشته است و به جای دیگر سرک نکشیده که همین علت موفقیت اوست.

دهقان افزود: بایرامی در طول نوشتن هیچ‌گاه راه خود را به پیچ و خم کج نکرده است، این در حالی است که شاید یکی از بزرگ‌ترین ایرادهای نویسندگان ما این باشد که زیاد از این شاخه به آن شاخه می‌پرند، ولی برعکس آثار بایرامی به خاطر ثابت‌قدمی روز به روز مهم‌تر می‌شود.

او در ادامه در رابطه با فرم داستانی در آثار بایرامی نیز گفت: کسی که اولین‌بار کتاب بایرامی را ورق می‌زند، گمان می‌کند که او قصد دارد فرم داستانی را به رخ بکشد. اما او داستانش را در یک سطح خاص نمی‌نویسد، بلکه داستانش لایه لایه است و عمق دارد. به همین خاطر هر کدام از ما می‌توانیم در رابطه با مضمون‌های مختلف آثار او حرف بزنیم.

دهقان همچنین با بیان این‌که در کتاب‌های بایرامی گاه به جملات حکمت‌آمیز برمی‌خوریم، اظهار کرد: بایرامی از سال‌ها پیش سعی کرده کارهایش عمق داشته باشد و کتاب «سنگ سلام» که امروز رونمایی می‌شود، یکی از عمیق‌ترین کتاب‌های اوست. در این کتاب فرم کاملا در اختیار مضامین قرار می‌گیرد و داستان چندلایه شده است.

رضا امیرخانی نیز درباره رمان «سنگ سلام» گفت: عنوان این کتاب را من و بایرامی و در یک لحظه به دست آوردیم، آن هم زمانی بود که به یک سفر فرهنگی و برای پخش کتاب به روستاهای اطراف استان کهکیلویه و بویراحمد رفته بودیم. در آن‌جا بود که به یک‌باره به پدیده «سنگ سلام» برخوردیم، اما من تنها توانستم یک نت درباره آن بنویسم که چیز به درد بخوری هم نبود، ولی بایرامی از آن یک رمان درآورد.

این نویسنده افزود: در کل سفری که ما به استان کهکیلویه و بویراحمد داشتیم، من تنها توصیفاتی را که مشاهده کردم، نوشتم که با چیزی که بایرامی ‌دیده، خیلی متفاوت است. بیش‌ترین حجم متنی که من از آن منطقه نوشتم، مربوط به یکی از روستاهای آن منطقه و دعوایی بود که برای سهام عدالت بین اهالی منطقه درگرفته بود و به خاطر آن به کمر یک نفر بیل خورده بود.

امیرخانی سپس عنوان کرد: سفرها می‌توانند دست‌مایه نوشتن رمان شوند و در «سنگ سلام» این اتفاق افتاده است؛ اما نوشته‌های دو نفر از یک سفر نمی‌تواند مانند هم باشد.

او افزود: رمان «سنگ سلام» به شدت داستانی امروزی و معاصر است، مانند بقیه آثار بایرامی.

امیرخانی ادامه داد: یک نکته ارزشمند در کار بایرامی این است که روستاگریزی یا تصور مدینه فاضله داشتن از روستا وجود ندارد، بلکه روستا در آثار او یک فضاست و غیرشعاری. انسان داستان «سنگ سلام» به شدت انسان امروز است و کلیدی‌ترین جمله رمان در پایان کتاب است، زمانی که می‌گوید «قرار بود زائر باشیم، اما راهنمای دزدان شدیم».

او همچنین گفت: در رمان «کوه مرا را صدا زد» بایرامی ما برای اولین‌بار با یک رمان روستایی که از نوع آثار معاصر چپ نیست، مواجه می‌شویم.

در پایان مراسم محمدرضا بایرامی نیز در سخنانی گفت: قرار بود این رمان در زمان نمایشگاه کتاب رونمایی شود و دوست داشتم در آن زمان در رابطه با این کتاب زیاد صحبت کنم، چون فکر می‌کردم در رابطه با آن خیلی حرف دارم، اما الآن فکر می‌کنم هیچ حرفی ندارم که بزنم.

او سپس درباره‌ی رمان «سنگ سلام» گفت: شمای کلی داستان این است که یک عده به سفری می‌روند که زیارتی است، اما هرگز نمی‌رسند، چون راهنمای آن‌ها به دلایلی جا مانده است. کل داستان این است که همین موقع نوشتن آن‌قدر پهلو باز کرد که آرام آرام خودم هم به ترس می‌افتادم که چرا کار این‌گونه می‌شود.

بایرامی سپس گفت: در نوشتن گاهی اتفاقاتی می‌افتد که ناخودآگاه روی می‌دهد و خود آدم از قبل برای آن‌ها هیچ نقشه و نظری ندارد.

رمان «سنگ سلام» در پایان با حضور احمد دهقان و مصطفی خرامان‌ رونمایی شد. جواد افهمی و مجید قیصری هم از دیگر نویسندگانی بودند که در این مراسم حضور داشتند.

انتهای پیام

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ