روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب

حجت الاسلام والمسلمین عبدالعلی رضایی

خاستگاه پیوست فرهنگی، استقرار مبانی و ارزش های اسلامی در جامعه است

یکی از ابزارهای مهم و تأثیرگذار در ایجاد تمدن اسلامی پیوست فرهنگی است. چون راهی است برای دستیابی به فضاهای آرمانی و ارزشی. پیوست فرهنگی که امروز به عنوان یک ابزار عملیاتی در اخیتار داریم، فرهنگی دینی را در بسترهای اجتماعی جاری می سازد. پیوست فرهنگی ابزاری است برای گسترش دین در صحنه عمل.

پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، چندی پیش نظام‌نامه پیوست فرهنگی طرح‌های مهم و کلان کشور از سوی رئیس جمهور ابلاغ گردید که مهم‌ترین هدف آن ایجاد زمینه و شرایطی است که با ایجاد گفتمان فراگیر اصلاح عملکرد فرهنگی تصمیمات مدیریتی در همه سازمان‌های اجرایی کشور،‌ ضمن اینکه طرح‌های مهم به ویژه پروژه‌های عمرانی و اجتماعی، اقتصادی ‌به نحو ‌مطلوبی اجرا‌ می‌شوند، ارزش‌های دینی، ملی و انقلابی نیزحفظ و تقویت گردند.

حال سوالاتی چون: پیوست فرهنگی می تواند پایه گذار تمدن اسلامی باشد؟ آیا پیوست فرهنگی می تواند در راستای نظام سازی سیاسی عمل می کند؟ آیا پیوست فرهنگی مانع پیشرفت تکنولوژی می شود و سرعت پیشرفت و توسعه را کاهش می دهد؟ طرح می گردد که در اینباره حجت الاسلام و المسلمین عبدالعلی رضایی عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم و مجری طرح پیوست فرهنگی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای تخصصی حوزوی این شورا ضمن ارائه تعریف، چیستی و ماهیت پیوست فرهنگی به سوالات فوق پاسخ می دهند.

تعریف خود را از پیوست فرهنگی بفرمایید و از نظر شما این مقوله چه ضرورتی می تواند داشته باشد؟

نظام جمهوری اسلامی تا به امروز به دنبال استقرار همه جانبه ماهیت فرهنگی خودش که، ماهیت بی بدیلی است، بوده که با دیگر کشورهای اسلامی متفاوت است. خاستگاه پیوست فرهنگی نیز به لحاظ حوزه مبانی و نظری همان استقرار مبانی و ارزش های اسلامی در جامعه بوده است. پیوست فرهنگی ماهیتاً ارتباط پدیده های مختلف، ساختارها و نظام های مختلف با فرهنگ را مشخص می کند. به تعبیری اگر در نظام های اسلامی محوریت با فرهنگ است همه باید حول محور فرهنگ تعریف شوند. فرهنگ جزو ذات و هویت پدیده ها می شود. هویتی که بر دیگر نظام ها و ساختارها سایه می افکند، ضرورت این مقوله به هویت اصلی انقلاب اسلامی برمی گردد که نظامی است مبتنی بر فرهنگ ارزش دینی، عدالت و کرامت انسانی دینی. اگر ما ارتباط پدیده ها، نظام ها و ساختارها و ارتباط برنامه ها و قوانین را در رابطه با فرهنگ دینی ملاحظه نکنیم معنایش این است که فرهنگ را به صورت بلوکه شده مورد نظر قرار داده ایم.

جریان دادن نظام های ارزشی در حوزه نظام های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیاز به ابزاری دارد به نام پیوست فرهنگی. پیوست فرهنگی مجرایی است برای جاری سازی هویت اصلی نظام دینی در کارکردها و کارآمدی عینی نظام.

پس می توان این استنباط را داشت که به خودی خود پیوست فرهنگی می تواند در راستای نظام سازی سیاسی عمل می کند؟

قطعاً همین طور است. ما باید نظام های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی مان را در فضای نظری طراحی و مفهوم تولید کنیم. بحث دیگر تطبیق آن مفاهیم نظری است. اینکه آیا بر اساس مبانی دینی طراحی شده است یا در محیط های اجتماعی غیر از مفهوم؟ مثالی می زنم؛ امکان دارد یک نظام سیاسی مبتنی بر ارزش های دینی خوب هم طراحی شده باشد ولی برخی عوامل و متغیرهای اجتماعی که در فضای جامعه می خواهند عمل کند را در نظر نگرفته باشد. یعنی اینگونه نیست که بعضی از دوستان یا صاحب نظران معتقدند که پیوست فرهنگی به قبل از طراحی نظام دین به عنوان یک ابزار مقطعی به درد می خورد. نظری که اخیراً به آن اشاره می کنند این نیست. بر فرضی که شما فضای مفهومی نظام های دینی خود را خوب طراحی کردی ولی محیط های اجتماعی که در در اختیار تو نیست. آن محیط ها و بسترهای اجتماعی امکن دارد که مانع اجرای طرح های شما شود. پس پیوست فرهنگی حتی در مورد طرح هایی که مبتنی بر دین طراحی می شوند، کارکرد و کارآمدی دارد.

با این حساب پیوست فرهنگی در فضای اجتماعی بیشتر قابلیت حضور دارد یا در فضای اندیشه و فکر؟

پیوست فرهنگی در فضای اندیشه و فکر در فضای اجتماعی است. اما خاستگاه اصلی آن محیط اجتماعی است. ناظر به محیط اجتماعی و در فضای عملیاتی مورد نظر به عنوان یک ابزار عملیاتی عمل می کند وگرنه می شود پیوست فرهنگی را به عنوان یک پدیده نظری مورد دقت قرار داد. علت پیدایش پیوست فرهنگی این بوده است که ما قوانین، ضوابط و تصمیماتی داشته ایم، این تصمیمات به مقام عمل رسیده، و در آن تأثیرگذاری و پیامدهای ایجاد کرده است. این پیامدها به خاطر اینکه محاسبه پذیر و کنترل پذیر شود، به پیوست فرهنگی احتیاج است.

آیا پیوست فرهنگی می تواند پایه گذار تمدن اسلامی هم باشد؟

بله یکی از ابزارهای مهم و تأثیرگذار در ایجاد تمدن اسلامی پیوست فرهنگی است. چون راهی است برای دستیابی به فضاهای آرمانی و ارزشی. پیوست فرهنگی که امروز به عنوان یک ابزار عملیاتی در اخیتار داریم، فرهنگی دینی را در بسترهای اجتماعی جاری می سازد. پیوست فرهنگی فقط در رفتارهای فردی تصرف نمی کند. ابزاری است برای گسترش دین در صحنه عمل با دو رویکرد.

نسبت به پیامدهای منفی حاصل از اجرای برنامه ها حالت بازدارندگی داشته باشد. به هر حال ما در شرایط اضطرار مجبور به استفاده از تجارب و برنامه های بیگانه و به تعبیر غربی هستیم. ابزاری که بتواند این را رصد کند و میزان تأثیر منفی حاصل از اجرای یک طرح یا یک پروژه را برای ما امکانپذیر کند بعد پیش برندگی اش، فرهنگ در صحنه عمل می باشد. یعنی با اجرای پیوست فرهنگی برای کلیه طرح ها و پروژه ها، ما باید هر سال شاهد توسعه حضور ارزش های دینی در جامعه باشیم. در واقع بعد از پیش برندگی پیوست فرهنگی یکی از ابزارهای اصلی در دستیابی به تمدن اسلامی خواهد بود که قدرت فعال را برای ما ایجاد می کند.

برخی معتقدند پیوست فرهنگی مانع پیشرفت تکنولوژی می شود و سرعت پیشرفت و توسعه را کاهش می دهد. نظر شما چیست؟

این موضوع را از دو زاویه می توانیم نگاه کنیم:
اگر اصل را قرار دادن الگوی پیشرفت و توسعه موجود بدانیم، بله؛ مانع است. چون فرض پیوست فرهنگی این است که پیامدهای منفی یک پروژه یا یک تصمیم یا یک قانون را ملاحظه کند. از جهتی دیگر نه، اتفاقاً پیوست فرهنگی تسریع کننده استفاده از تکنولوژی است و موجب تقویت فرهنگی دینی خواهد شد. پیوست فرهنگی به عنوان یک مهره و اهرم مبدل عمل می کند که در عین استفاده از تکنولوژی و استفاده از اندیشه ها و دستاوردها، آن نقاط بحرانی پدیده را شناسایی می کند در نتیجه اگر پیوست فرهنگی بد تفسیر شود و فقط به عنوان یک تفسیر سلبی داشته باشیم، پیوست فرهنگی مخل است. فرض استفاده از پیوست فرهنگی این است که استفاده از تجارب را تسریع بخشد. با حفظ ملاحظه ی آسیب ها، راه های جبرانی را وضع کند. به تعبیر دیگر پیوست فرهنگی یک نگاه تهذیبی دارد. آن کالا، پروژه، فکر یا تصمیم را مهذب می کند و بعد از تهذیب، یک نگاه تجویزی دارد و بعد از آن یک پیش برندگی ایجاد می کند.

جوامع امروز به گونه ای است که اندیشه در خدمت تکنولوژی است و به سمتی پیشرفته که تکنولوژی غربی تفوق دارد. به نظر شما برای استفاده مفید از تکنولوژی بدون آسیبی دیدن از مضرات احتمالی آن چه باید کرد؟

اگر ما فقط به فکر بازدارندگی باشیم، قطعاً این فرآیند شکست خورده است. یعنی ما فقط به شکل تدافعی عملی می کنیم. و اگر یک مجموعه یا نظام فقط در لاک دفاعی فرو رود، تحملش تمام خواهد شد. چون از خودش حرف ایجابی ندارد. اگر ما این سیاست یا استراتژی دفاعی را تبدیل نکنیم به استراتژی تهاجمی و قدرت فعال که ارزش ها و آرمانهای خودمان را تبدیل به قانون، ضابطه، برنامه و کالا و تکنولوژی، قطعاً به عنوان مصرف کننده باقی خواهیم ماند. پیوست فرهنگی فقط ناظر به بعد اول نیست و همزمان جلوی پیامدهای منفی را می گیرد. باید به دنبال تولید، احداث و تأسیس فرهنگ جدیدی در استفاده از تکنولوژی باشی.

در شرایط کنونی این لحاظ شده است؟

در زمان شروع پیوست فرهنگی بیشتر حالت جلوگیری از پیامدهای منفی دارد. در فرآیند سالهای بعد دیده شده اس که به سمت راهکارهای مثبت و ایجابی مثل پیدا می کند. به بعبیر مقام معظم رهبری فرهنگی به مثابه یک تور است. به گونه ای که تمام محیط را احاطه می کند. پیوست فرهنگی ابتدا بیشتر حالت جلوگیری از پیامدهای مفنی غلبه داشت و در سالهای بعد به سمت راهکارهای مثبت و ایجابی میل پیدا می کند.

آیا باقی ماندن در همان بعد یا عدم اهتمام مسئولین به بحث پیوست فرهنگی در مراحل بعدی نمی تواند باعث ایجاد شکاف ساختارهای اجتماعی شود؟

شیب اجرای پیوست فرهنگی اگر متناسب با شرایط عینی درست تنظیم شود، هیچ شکافی را ایجاد نمی کند. بلکه یک فرآیند متعادل را ایجاد می کند. اگر شیب متعادل در اجرای پیوست فرهنگی ملاحظه شود، قطعاً ما با چالش مواجه نیستیم. بلکه با یک استقبال عمومی مواجهیم. چون هر کسی اثر مثبت پیوست فرهنگی را در روابط زندگی خودش می بیند، مسلماً با استقبال اجتماعی مواجه خواهد شد.

در پایان بحث اگر مطلب خاصی باقی مانده است، بفرمایید؟

ما باید فرهنگ سازی را در دو سطح مردم و جامعه شروع کنیم و همزمان شورای عالی انقلاب فرهنگی یک برنامه مدونی برای فرهنگ سازی و ایجاد تفاهم و پذیرش بین سه لایه مهندسین و طراحان، مجریان و مدیران و مردم ایجاد کند. لذا لازم است که اول ما وفاق و میثاقی در بن خبرگان و نخبگان، بعد مجریان و بعد مردم ایجاد کنیم.

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ