روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 

مردم شناسی (یا انسان شناسی) دانش بررسی نوع بشر است. هر منظومهٔ معرفتی را که به بررسی انسان یا بُعد یا ابعادی از وجود او، یا گروه و قشر خاصی از انسان ها می پردازد را می توان انسان شناسی نامید.
دامنه بررسی مردم شناسی دربرگیرندهٔ همهٔ انسان ها در همهٔ زمان ها و همهٔ ابعاد انسانی می شود. مقولهٔ فرهنگ و اینکه سرشت آدمی، فرهنگ است، هستهٔ مطالعات مردم شناسی را تشکیل می دهد. از دید مردم شناسی گونه های بشری به یک توانایی همگانی دست یافته اند که با آن، می توانند جهان پیرامون را بگونه ای نمادین بپندارند، و اینکه این نمادها را به دیگران آموخته و جهان و خود ما را بر پایه این نمادها دگردیسی و دیگرگون می نمایانند.
پیدایش مردم شناسی به مثابه ی یک علم در حقیقت به سال های دهه ی 60 قرن نوزده ی میلادی بر می گردد (فکوهی، 1383، ص 51)؛ زمانی که فعالیت های استعماری اروپایی در حال رشد و شکوفایی بود!
اولین تحقیقات مردم شناسی جنبه ی کاربردی (Applied) داشتند. «اولین بار انسان شناسان از طریق دستگاه های استعماری وارد کار شدند و اولین خواسته های کارفرمایان از این رشته نیز پژوهش های کاربردی بوده است. اولین بار دولت های اروپایی جهت نیل به اهداف خود انسان شناسان را استخدام می کنند. مهمترین مؤسسات پژوهشی آن دوران نیز اغلب وابسته به وزارت امور مستعمرات بوده اند» (فکوهی، مقاله ی اینترنتی). دولت ها اغلب از مردم شناسان می خواستند تا اطلاعات خود را برای کمکِ به انطباق مردم بومی با دستاوردها و فرهنگ غربی، به آنها بدهند. یکی دیگر از زمینه های کار انسان شناسان اولیه، پروژه های اقتصادی است. کشورهای اروپایی به محض ورود به کشورهای دیگر غالباً با سیستم های اقتصادی ای مواجه می شدند که برایشان قابل درک نبود. سیستم هایی که پول و بازار نداشت، غالباً با مبادلات پایاپای اداره می شد و به جای مالکیت از مفهوم بهره برداری استفاده می کرد. یکی دیگر از حوزه های پژوهش کاربردی انسان شناسی در گذشته، حیطه زبان شناسی است. مسلماً استفاده از مترجمان بومی می توانست تا حدودی مسائل ارتباطی اروپائیان را با بومیان حل کند ولی آنها به همین حد کفایت نکرده و به شناخت و ثبت هرچه بیشتر زبان های بومی پرداختند. یک پروژه این بود و پروژه دیگر تقویت زبانهای اروپایی (فکوهی، مقاله ی اینترنتی)
اما فلسفه ی تحقیقات انسان شناسی تنها به مردم شناسان اولیه و استعمار محدود نمی شود. مردم شناسی دانش بررسی نوع بشر است. اساسی ترین هدف مطالعات انسان شناسی، تبیین انسان است. انسان شناسی به منشأ پیشرفت انسان و موقعیت گروه هایی که راه و روش زندگی متمایز دارند و نیز محدودیت هایی مختلف و ظرفیت های ذاتی انسانی می پردازد. انسان شناسی، گذشته و حال و هم چنین کار و فعالیت موجود انسانی را مورد مطالعه قرار می دهد. نقش مخصوص انسان شناسی در میان سایر علوم در ترکیب واحد روش های کل گرایی تاریخی و تطبیقی آن است. رفتار انسان محصول روابط متقابلی است که در داخل نظام فرهنگی رخ می دهد. یعنی هر جنبه ی معینی از زندگی بشری را باید بر اساس رابطه ی آن با جنبه های زندگی او مورد بررسی قرار داد (فرخ نیا، 1384، ص 3). دامنه ی تحقیقات مردم شناسی در برگیرنده ی همه ی انسان ها در همه ی زمان ها و همه ی ابعاد انسانی می شود. هسته ی مطالعات مردم شناسی را مقوله ی فرهنگ و اینکه فرهنگ از سرشت آدمی است تشکیل می دهد.
کنجکاوی و جستجوی حقیقت یکی دیگر از فاکتورهای انجام تحقیقات مردم شناسی است. انسان بر آن است که خود را بشناسد بنابراین در پی یافتن شباهت ها و تفاوت ها با سایر همنوعان خود است. بدین ترتیب از طریق مکانیسم مقایسه، انسان خود را از دیگری جدا کرده و هویت می یابد. پژوهشگر انسان شناس نه تنها خود و واقعیت را مطالعه می کند بلکه از آن هم بیشتر درون این واقعیت وارد شده و توصیف آغاز می کند و بیشتر پرسش می آفریند تا پاسخ. در واقع، آن چیزی را که انسان شناسی در پی آن است تنها جزیی از آرزوی بیکران شناخت خودمان است؛ ما کنجکاوی خود را در نظاره ی هنر، فلسفه و مذهب می توانیم ببینیم. البته تا زمانی که در محیط خود زندگی می کنیم، چون همه چیز برای ما آشناست، حس کنجکاوی ما زیاد تحریک نمی شود؛ اما اگر به خارج از مرز فرهنگی خود پا بگذاریم، شدت کنجکاوی خود را می توانیم دریابیم. انسان موجود کنجکاوی است که می خواهد به همه ی رازهای هستی و مسائل موجود در طبیعت بیکران و دیگر سیارات پی ببرد (فرخ نیا، 1383، ص 44).
از دیگر جنبه های تحقیقات مردم شناسی، بُعد روشنفکری آن است. به این معنا که با شناخت اقوام و ملیّت های گونه گون و کوشش در راه شناخت انسان به معنای کلی آن و دست یابی به جزئیات فرهنگ های مختلف بتوان درک بهتری از همدیگر پیدا کرد. فرهنگ ها مدام در حال تغییر هستند؛ هر نوع تغییری که در یکی از این فرهنگ ها رُخ می دهد بر بیشتر فرهنگ های دیگر نیز تأثیر می گذارد. انسان ها در جوامع مختلف با آگاهی از فرهنگِ ملّت های دیگر در تمامی ابعاد آن بهتر خواهند توانست ارتباط سالم و بدور از سلطه را بر قرار سازند ـ هر چند همین اطلاعات می تواند در جهت عکس نیز مورد استفاده قرار گیرد.
از دیگر دلایل انجام تحقیقات مردم شناسی مسئله ی برنامه ریزی است. امروزه دیگر بدون توجه به دستاوردهای علومی مانند جامعه شناسی، روان شناسی و مردم شناسی نمی توان دست به احداث پروژه های بزرگ زد. مخصوصاً در کشورهایی نظیر ایران که با تنوع جغرافیایی و فرهنگی زیادی رو به رو ست. در پیاده کردن طرح های ملّی در سطحی وسیع توجه کردن به فرهنگ های بومی یکی از شروط اساسی در انجام موفقیت آمیز آن است.

منابع:
1. فرخ نیا، رحیم؛ روش ها، رویکردها و داده ها در مردم شناسی، انتشارات دانشگاه بوعلی سینا، 1384.
2. ریویر، کلود؛ درآمدی بر انسان شناسی، ناصر فکوهی، نشر نی، چاپ چهارم 1383.
3. فرخ نیا، رحیم؛ مقدمه ای بر مردم شناسی، انتشارات دانشگاه بوعلی سینا، چاپ سوم 1383.
4. فکوهی، ناصر؛ سخنرانی در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به آدرس اینترنتی :
5. http://ensanshenasan.blogfa.com/8409.aspx
6. http://fa.wikipedia.org
7. http://sadsaltanhai.blogspot.com/2006/10/blog-post.php

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ