روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
 
 

 

تاریخ اسلام(

تاریخ اسلام، بویژه تاریخ تشیع،‌آمیزه ای است از دو عنصر حماسه و تراژدی؛ اگر اندکی نظاره کنیم که در 250 سال از دوران امامت یعنی از درگشت پیامبر تا غیبت حضرت ولی عصر عجل ا... تعالی فرجه الشریف چه حماسه های رشک آمیزی خلق شد و چه تراژدی های اشک آمیزی پدید آمد.

 

 

این دوران سرشار بود از قیام و شهادت، اقدام و قتال، مرزبانی و جانفشانی، مبارزه و خون پیشوایان شیعه و پیروانش، پرچم مبارزان را زمین نگذاشتند و یکی در پی دیگری علیه جهل و جور و جوع به پا خاستند و با خون خویش، بزرگترین حماسه ها را بر صفحه تاریخ نگاشتند.

 

در هیچ دوره ای از تاریخ بشریت، چون دوره امامت، اینهمه حماسه و معرفت و شهادت ثبت نشده است. نمونه بلند آن محرم و عاشورا است که هم اوج حماسه است و هم اوج تراژدی.

 

چشم تاریخ، چنین حماسه شکوهمند و چنین تراژدی خونرنگی را در سراسر حیات بشریت ندیده است.

 

ایلیاد و اودیسه و شاهنامه و هاملت را جای قیاس با داستان بلند عاشورا نیست.

 

عاشورا حماسه است، از آن رو که حسین علیه السلام یک تنه و بی سلاح رویاروی یک حکومت ستم و فساد ایستاد، به یزید دست بیعت نداد و فرمود: کسی چون من، با کسی چون یزید، بیعت نخواهد کرد.

 

به ذلت هیهات گفت و در برابر زور گردن خم نکرد و نمایاند که در نزد او، مرگ در راه حق زندگی است.

 

پیران و پاسبانان وضع موجود و دلدادگان به دنیا، هر چه حضرت را اندرز دادند که صبر کند و بنشیند و با مُشت به مصاف درفش نرود، کارگر نیفتاد و با کمترین عدّه و عُدّه بزگترین حماسه تاریخ را رقم زد و به همه نسل ها و عصرها آزادگی و باطل ستیزی و ایستاده مُردن را آموخت.

 

کدام حماسه ژرف تر و بلند تر از عاشورا و کدام کلاس درس در گستره تاریخ مؤثرتر از عاشورا و محرم چه حق خواهی ها و ظلم ستیزی که از منابر عاشورایی قوت گرفته است و چه طاغوت هایی که به برکت عاشورا از اریکه قدرت به زیر کشیده شده اند.

 

عاشورا حماسه است ولی فقط این نیست، تراژدی نیز هست. کدام تراژدی از این غمبارتر که یکایک یاران و اعضای خانوده امام از برادر تا طفل شیرخوارش، در جلو دیدگانش، در خون تپیدند!

 

سپس فرزند پیامبر خدا به دست مدّعیان پیروی از آن پیامبر، کشته شد. بدین هم بسنده نشد تا اینکه سر از تن شریفش بریدند، بدن هم کفایت نشد، تا اینکه پیکر مبارکش زیر سُمّ ستوران قرار گرفت، به آن هم قناعت نشد، تا اینکه سرش به نیزه زده و شهر به شهر گردانده شد.

 

به این هم اکتفا نشد تا اینکه چوب بر لب و دندان آن لب بریده زده شد و به خیمه های خانواده او هم دست اندازی شد. خاندانش را به اسیری گرفتند و شهر به شهر گرداندند!!

 

کدام ترادژی دردآورتر و تلخ تر از عاشور است! پس از قرن ها هنوز یادش سینه ها را می سوزانه و اشک را روان می سازد و ناله ها را بلند می کند.

 

بدین گونه عاشورا ترکیبی است از حماسه و تراژدی و این دو تفکیک ناپذیر هستند.

 

سخن در اینست که در کدامیک از ایندو بایستی متمرکز شد؟ کدامیک از ایندو اصل است؟

 

هر پاسخی به این پرسش و التزام به آن در تعیین سمت و سو و جهت گیری زندگی فردی و اجتماعی و مدیریتی ما تأثیر دارد.

 

اگر به حماسه عاشورا نگریسته شود، نتیجه اش آنست که حق نداریم تن به ذلت و زور دهیم و باید که در برابر یزیدیان زمانه بایستیم و آزادگی پیشه کنیم و حریّت و عزّت و ستم ستیزی در راه تثبیت نظام حق و عدل، آرمان ما خواهد بود. حاصل عاشورای حماسی، اسلام حماسه است.

 

اما اگز به تراژدی عاشورا نگریسته شود و آن اصل قرار داده شود، حاصلش آنست که یکسره مصیبت زده باشیم و صرفاً مرثیه سرایی کنیم بگرییم و تنها اشک و عَلَم و زنجیر و هیأت! محصول نگاه محوری به تراژدی در عاشورا، اسلام مرثیه است.

 

بی تردید آنچه در عاشورا و محرم اصل است حماسه است نه تراژدی.

 

در گذشته، بیشتر به تراژدی عاشورا توجه می شد و در مجالس و مساجد و کتاب ها یکسره سخن از یک روی عاشورا بود، شاهد اینکه واژه هایی که بسامد و تواتر داشت و محور بود، عبارت بود از: بُکاء، دمع (اشک)، ‌مصیبت، ‌حُزن، غم، بلا، عزا،‌ ماتم، تشنگی، اسارت.

 

اما امروزه بیشتر به حماسه عاشورا نگریسته و این عنصر، اصل قرار می گیرد و کلیه واژگان دارای بسامد عبارت است از آزادی و آزادگی، انقلاب، نهضت، قیام، مبارزه، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، اصلاح حکومت، سیاست،‌ عدالت.

 

اسلام با الگوگیری از حماسه حسینی، حماسه ها می آفریند و کاخ ستمکاران را با سلاح شهادت ویران می سازد و درخت آزادی را با خون خویش بارور می سازد.

 

البته در این اسلام اشک برای حسین هست، اما حسین برای اشک نیست، شفاعت سیدالشهدا هست،‌ اما سیدالشهداء ‌برای شفاعت نیست و شفیع هر کس نه.

 

در اسلام حماسی، اقامه عزای حسینی برای احیای مرام حسینی است نه اینکه وسیله و ابزار به هدف و غایت تبدیل شود و آنچه طریقیت داشته، موضوعیت پیدا کند و عزاداری و اشک از بصیرت و عمل صالح مهم تر شود.

 

دقیق تر آنست که محرم و عاشورا واقعیتی است مُرکب از سه بُعد: پیام، حماسه و سوگ.

 

سوگ و مصیبت در خدمت حماسه قرار دارد و حماسه در خدمت پیام،‌ نه اینکه این هر دو در خدمت سوگواری.

 

 

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ