روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩۳/٢/٢٤

زخمی ام التیام می خواهم

التیام از امام می خواهم

السلام و علیک یا ساقی

من علیک السلام می خواهم

مستی ام را بیا دو چندان کن

جام می پشت جام می خواهم

گاه گاهی کمی جنون دارم

من جنونی مدام می خواهم

تا بگردم کمی دور سرت

طوف بیت الحرام می خواهم

لحظه مرگ چشم در راهم

از تو حسن ختام می خواهم

در نجف سینه بی قرا از عشق

گفت لایمکن الفرار از عشق


نویسنده: صنوبری - ۱۳٩۳/٢/٢٠

مردی مرغک کوچکی را صید کرد.مرغک به سخن آمد و اینچنین با صیاد گفتگو کرد که:

من شکم تورا سیر نمیکنم چون بدن ضعیف و نحیف و کوچک دارم،لهذا از خوردنم صرفنظر کن

و من در عوض سه موعظه و نصیحت به تو می کنم:اولی را در دست تو،

دومی را پس از آزادی در بالای بام،وسومی را بالای درخت!

صیاد قبول کرد. مرغک در دست صیاد نصیحت اولش را کرد و گفت: هیچ سخن خلاف عقل را قبول نکن!

صیاد آزادش کرد،ومرغک بالای بام نشست و گفت:دوم بر چیزی که از دست دادی افسوس و اندوه نخور!

سپس مرغک به طرف درخت پرواز کرد و فریاد زد:بدبخت!در شکم من یک مروارید ده مثقالی بود!! آنرا از دست دادی!

صیاد در غصه و پشیمانی فرو رفت و گفت:لا اقل نصیحت سوم را بگو.

مرغک جواب داد:به نصیحت اول و دوم من خوب عمل کردی که حالا نصیحت سومی را نیز بگویم؟!

چون همه وزن بدن من سه مثقال نیست چطور عقل ات قبول می کند که مروارید ده مثقالی در شکم ام باشد!!

دوم بر چیز از دست رفته افسوس خوردی ، گفتن نصیحت سوم بتو چه فایده یی خواهد داشت؟


صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ