روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: صنوبری - ۱۳٩۳/۱٠/۱٠

برای شریک سختی های زندگی ام

 

 

گفته بودند:زندگی زیباست

زندگی کرده ایم، زیبا نیست

یعنی ای دوست بی حضور دوست

زندگی زندگی است،رؤیا نیست

 

سرزمینی که حاکمش درد است

ساکنانش چقدر ناچارند

بادها تخم زخم می کارند

ابرها غالبا نمی بارند

 

همنوایان من نمی گفتند:

خانۀ دوست رو به پایین نیست

هرزه رفت به درّه های محال

اشتباه است،زندگی این نیست

 

ما چه داریم جز نشانی از

کوره راه نرفته تا ملکوت

نه درختی نه شعلۀ چشمی

راه افتاده ایم در برهوت

 

تشنه بودیم،یک نفر می گفت

پای آن کوه چشمه ای زیباست

آن یکی گفت پشت آن تپه

تک درختی است؛ زندگی آنجاست

 

تلخ اگر گشت روزگار ای خوب

دوستان را چه ریز می بینی

گاه اما به گرد شیرینی

دوستانی عزیز می بینی

 

من و تو آن کتاب در بادیم

می وزد باد و باز می گردیم

...و نوشته است روی هر صفحه:

«راه بسته است،باز می گردیم»!

 

یک شب اما دُرُست از سرِ شب

برف تا آن رف بلند آمد

ما نشستیم گفت و گو کردیم

ما نشستیم،برف بند امد

 

نا گزیریم پس بیا ای خوب

قدر یک اتفاق با من باش

اتفاقا به خیر می گذرد

تا ته کوچه باغ با من باش

 

تو که باشی همین سؤال سخت

پاسخش ساده است؛آماده است

تا بپرسیم:«زندگی آیا....؟»

زندگی اتفاق افتاده است!

 

::: د میرجعفری سیداکبر||


 

 

نویسنده: صنوبری - ۱۳٩۳/۱٠/۱٠

 48 ) یا مَنْ‏ عَطآئُهُ شَریفٌ،

       یامَنْ فِعْلُهُ لَطیفٌ،

       یا مَنْ لُطْفُهُ مُقیمٌ،

       یا مَنْ اِحْسانُهُ قَدیمٌ،

      یامَنْ قَوْلُهُ حَقٌّ،

              یا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ،

               یا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ،

              یا مَنْ عَذابُهُ عَدْلٌ،

               یامَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ،

                               یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ ....

 ____________________________

دیری ست که در لطف تو مقیم شده ام تا احسان قدیمت را با عطای شریف و  با فعلی لطیف درک کنم

اما تا وعده ی صدق و گفتار حق تو ،مرا از عدالتت می ترساند، بخشایش و یاد شیرینت صلای عام می دهد

که :  یا مَنْ فَضْلُهُ عَمیمٌ  

 چقدر امیدوار می شوم .... هر بار که این بند را  می خوانم .

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ