روستای من دوستان ما(باشگاه کشاورزان جوان)
خدایا برای تو حرکت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌گیریم ، هدفمند و پرشور گام برمی‌داریم و فردا را به تو می‌سپاریم
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: یکی ازشما... - ۱۳٩٢/٥/۱٧

د حیف که ان رفت..

به نام خدا

فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها...
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*

 

نویسنده: یکی ازشما... - ۱۳٩٢/٥/۱٥

آآ...الف لام میم...

....کم کم دارم به شما عادت میکنم

و یه جورایی دلتنگی دیدارتان را پیدا کردم..

اما دوست دارم شما نیز با نگاه من به ادامه ی زندگی آشنا شوید..

سوره ی من !

توباید بدانی همه ی آیات تو برای من مقدس اند جز آن آیه

که وقتی نگاه میکنی لبخند میزنی و هنگامی که پلک می بندی گریه میکنی!!؟؟

و من داغ می شوم و دوست دارم خون گریه کنم .. بقیه ی آیاتت را حداقل

ظاهرشان را می فهمم... گاهگداری هم که قلبم را درخانه ات جا میگذارم

میشنوم که حضرت باران چقدر سفارش چشمه هایش را میکندو هرگاه به

همین آیه می رسد او هم چشمانش را میبندد و آهسته.....

سوره ی من !

در فضای ذهن من چیزی شبیه عاشق شدن در 19رمضان ومردن در ظهرعاشورا

موج می زندومن تقسیم تبسم و تقسیم فانوس و ترانه و سهم دوست داشتن

و معاشرت با آدمها را در همان فضا میخواهم...

وهنگامی که فراهم نمی شود هیچگاه خانه ی محکم تو را با کوچه ی متشابه

آنان عوض نمی کنم اما تردشان هم هرگز..!؟ اما

سوره ی من ..

این اجازه را حتما توهم میدهی که در کنار بساط شلوغ آنها

گاهی بی اذن آنها سری به نخلستانهای نگاه تو بزنم تا کمی بهم بپاشم

تسخیری و آنها که کوچ را کوچه میخواهند شانه تکان دهندسقری..

 

 

نویسنده: یکی ازشما... - ۱۳٩٢/٥/۱۳

 

 

«من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می کنم خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم.»

 

 

 

 .... تفاوت های زیادی بین شهر و روستا وجود دارد:

- به همان اندازه که شهر ها از امکانات رفاهی، تفریحی ، بهداشتی و آموزشی

    برخوردارند روستاها از این امتیازات محروم اند..

_ به همان میزان که در روستاها فرهنگ تولید وتلاش برای تامین محصولات غذایی

     اعم از مواد پروتئینی ولبنی و گیاهی وصنایع دستی و...وجود دارد درشهرها

      روی توسعه قرهنگ مصرف و تغدیه سالم کار میشود..

_ شهریها مدام به ما توصیه میکنند از کود و سم استفاده نکنیم و محصولات ارگانیک

 تولید کنیم اما یادشان می رود امکانات و تسهیلات لازم رو تامین کنند..

_ همه ی دانشگاهها و مراکز آموزش و ترویج کشاورزی در شهرها قرار دارد، مروجین

   و کارشناسا ن برای آمدن به سر مزارع ما مشکل دارند . از همان دور دستها توصییه

   می کنند....

  _ما برای اینکه بفهمیم رییس جمهور جدید چقدر به درد ما می خورد و اصلا به کریمآباد

  ما هم می آید؛ خودش که نه خبرش، خدماتش، برنامه هاش و.. یکسال باید

  صبر کنیم  ..

_ اما در شهرها از همین فردا با خدمات رئیس جمهور جدید آشنا می شوند..!؟

_ در شهر ها تو این جابجاییها کلی بزن بزن و درگیری وووو واردش نشیم ماه رمضون

  حالمون خراب میشه اما تو روستا چش براه مامور دولتیم که بالاخره کی پیروز

 میشه ،کی میاد و چه طرحی داره..

_ تو روستا یکی میاد یه راست به سمت کل مالکا میره ، یکی میاد مردم و جمع

  میکنه از تعاونی میگه ، یکی میاد بی اعتنا به این همه جوون بیکار میره سراغ

 زنان رو ستا که میخواد آموزش تسهیلگری بده..و.... زیاد میان و میرن اما توشهرها

 هیچکی سراغ هیچکی نمیره... البته مردم گرفتار میرن سمت دولتیها..

ما توکشاورزی میگیم با ید دست به زانو گرفت و یاعلی گفت و حرکت کرد..

خلاصه یکسال صبر میکنیم..

: هر عزیز و بزرگواری که بیاید ما باید تولید کنیم

  هرکسی که بیاید ما باید وغدغه ی آب و زمین و تیمار و تغذیه دام و مرغ و

  ماکیان را داشته باشیم.

 هر دوستی که بیاید ما باید به فکر تربیت فرزندانمان باشیم ..

 هر عزیزی که بیاید ما فاقد میزو رسانه و تریبون هستیم.....

 هر عزیزی که بیاید وقتی که خسته ایم میگویند کشاورزان مشارکت ندارند

 هردوستی که بیاید وقتی که جوانانمان وسط میدان می آیند می گویند باشد

 هرکسی که بیاید... باشد ما به فکر شما هستیم ..

 هرکسی که بیاید... ما می مانیم و قصه تلخ مشارکت.. یکطرفه و یکسویه..

 

  

صنوبری
این اولین گام است.. وبرای حرکت همین کافی است• انی ذاهب • من رونده ام . من نمیتوانم بمانم. و علامت این حرکت همین است که به گذشته حسرت نمی خورم. این کافراست که حسرت گذشته رادارد: یالیتنی کنت ترابا... کاش خاک بودم. کاش رویشی داشتم کاش.. پس باید امیدوارانه حرکت کرد اما به کجا..؟ •الی ربی• انسان آمده تا به سنگ و در و دیوار حرکت بدهد. چشمه ها هستند، درختان زنده اند، خاک مزرعه ما نفس میکشد،این منم که باید از این ها بهره بگیرم..چرا..سیهدین.. کسی که راه افتاد هدایت میشود وبرای شروع همین کافی است: انی ذاهب..** ********** *************************** *************************** سرود ملی جوانان روستایی ؛ آفتاب از پشت کوه آمد برون* صبح از چشم اهالی سر زده ست* مرغ رخوت ناک خواب آلودگی* بازهم از این حوالی پر زده ست* هم صدا در کار آبادانی اند* مردمان پر امید روستا* رودها سعی و تلاش آموختند* از جوانان رشید روستا* پا به چشم روستای ما گذار* تا دلت مانند گل ها وا شود* صبح و شب در کوچه باغ سینه ات* از نوای بلبلان غوغا شود* حرکت و نیرو بود ابزارمان* در جهاد ما، هدف سازندگی ست* ناامید از باد و باران نیستیم* لطف ایزد رمز این سرزندگی ست* متحد چون خوشه های گندمیم* چشم بدخواهان ایران کور باد* دیر بادا روزگار همدلی* دست شب از صبح میهن دور باد!* به سفارش کانون استانی باشگاههای کشاورزان جوان کانون روستازادگان سرزمین آفتاب
نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


داستان

تماس با مدیر



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
مشاهده صفحه جدید body > script:nth-child(12)

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

كد موسيقي براي وبلاگ